جلسه ۷۱
توضیحات:
13ـ غرر فی عدم التمایز و العلیة فی الأعدام
جلسه ۷۱
2بسم الله الرحمن الرّحیم
عدم تمایز یک مفهوم عدم با مفهوم عدم دیگر
غررٌ فی عدمِ التّمایُزِ و العلیّةِ فی الأعدام
لا مَیزَ فِی الأعدامِ مِن حیثُ العَدَمِ *** و هو لها إذًا بِوَهمٍ تُرتَسَمُ کذاکَ فی الأعدامِ لا عِلِّیَّةٌ *** و إن بها فاهُوا فَتَقریبِیَّةٌ 1 بحثی که در اینجا هست بحث عدم تمایز در اعدام است که خیلی بحث مهمّی نیست. منظور در اینجا مفهوم عدم است، وگرنه خود عدم، تحصّل و تعیّن ندارد، و فقط با صرفِ مفهوم است که میشود برای عدم یک تصویر ذهنی بهدست آورد. این مفهومِ عدم هیچگونه تمایزی با مفهوم عدم دیگر در مصادیق متعدّده ندارد، و بهعبارتدیگر حقیقت عدم، حقیقت واحده است همانطوریکه حقیقت وجود، حقیقت واحده است. تعبیر از حقیقت برای عدم یک نوع مجاز است چون حقیقت همیشه به امری تعلّق میگیرد که تحصّل و وجود داشته باشد، ولی ما در اینجا از آن، مجازاً تعبیر به حقیقتِ عدم میآوریم یعنی همان حاق و مفهوم عدم. در اینصورت این مفهوم عدم مَیزی با مفهوم عدم دیگر ندارد؛ عدم فرش با عدم دیوار یکی است، یعنی از نقطهنظر حاقّ واقع بین این دو عدم هیچگونه مَیزی نیست. این مطلب بهنظر من یک مطلب بدیهی است و نیازی به دلیل و برهان ندارد، گرچه مرحوم حاجی مطالبی را در اینجا مطرح کردهاند:
تحصّل لازمۀ تمیّز بین اعدام
منبابمثال اگر مَیز در اعدام باشد، لازم میآید که اعدام غیرمتناهی در یک شیء واحد اجتماع پیدا بکنند. مثلاً اینطورکه گفتهاند عدم میز یک عدم است، و عدمِ عدمِ میز هم خودش یک عدم است، همینطور عدمِ عدمِ عدمِ میز هم یک عدم است، و إلی غیر نهایة همینطور اعدام تحقّق دارند.
و برفرضاینکه بین اعدام تمیّز باشد، لازمهاش تحصّل است؛ چون تمیّز همیشه در یک امر متقرّری تعیّن پیدا میکند، و مَیزی که بین دو شیء هست همیشه باید یک امر متحصّل و متقرّری باشد تا مَیز برقرار باشد. و اگر تحصّل نداشته باشد دیگر مَیزی هم وجود ندارد، چون وقتی که نه وجودی درکار باشد و نه تحصّلی، پس دیگر هیچ است. اما اگر گفتیم که بین اعدام مَیز و اختلاف است و این عدم از نظر واقعیّت، عالَم و وعاءِ خارج با عدم شیء دیگر تفاوت دارد و اثر دارد و متأثّر دارد، پس ما باید برای اعدام تحصّلی را قائل بشویم، و لازمۀ اینکه تحصّل قائل بشویم این است که در یک شیء واحد که عدمی در آن نیست، تحصّلهای غیرمتناهی وجود داشته باشد. تحصّل یعنی تقرّر، یعنی یکنحوۀ وجود در عالَم خارج، حالا اگر اسمش را وجود هم نگذاریم، بالأخره یکنحوۀ وجودی باید در عالَم خارج برای اعدام تصوّر بشود.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 191.

