جلسه ۷۱
توضیحات:
13ـ غرر فی عدم التمایز و العلیة فی الأعدام
جلسه ۷۱
9پس این وهم یک ملکات متمایزه و وجودات متخالفهای را تصوّر میکند و مفهوم عدم را به آنها اضافه میکند، (به این مصادیقی که ممکن است جهت خارجی داشته باشند) پس در اینصورت اعدام متمایزۀ در احکام پیش این وهم حاصل میشوند. (مثلاً عدم سیاهی، عدم کیفیت است و عدم میز، عدم جوهر است که از نقطهنظر حکم تفاوت پیدا میکنند.)
و اما با قطع نظر از اضافه و حمل این مفهوم عَدَم بر آن ملکات دیگر هیچ عدمی با عدم دیگر فرق نمیکند، و الاّ باید در هر چیزی اعدام غیرمتناهیۀ متحصّلهای وجود داشته باشد.»
مطرح شدن بحث عدم در بحث اصولی استصحاب عدم
این ابحاث را در بحث استصحاب عدم دیگر خواندهاید که این ابحاث در آنجا مطرح میشوند که آیا این استصحاب عدم و برائت مؤثّر هستند یا نیستند؟ آیا اینها حکایت از یک امر وجودی میکنند یا نمیکنند؟ آیا بر استصحاب اعدام، لوازم و مقارنات و مقتضیات خارجی آنها هم حمل میشود یا نمیشود؟ اینها ابحاث اصولی هستند که از اینجا نشئت میگیرند.
و یکی از بحثهای خیلی خوبی که در بحث استصحاب عدم ازلی هست همان استصحاب مَلَکات یا صفات است، که آن را در بحث تذکیه و عدم تذکیه مطرح میکنند، که آیا تذکیه از ملکات این امر ازلی است یا اینکه از صفات وجود است؟ بعضی گفتهاند که از لوازم لا ینفکّ وجود که هویّت خارجی است میباشد، و بعضی گفتهاند که عَرَض است و جنبۀ عروضی دارد.
گفتهاند که آیا تذکیه و عدم تذکیه اوصافی هستند که از اول خلقتِ کلب با کلب بودهاند، یا اینکه خود وجود کلب عاری از تذکیه و عدم تذکیه است و بعد شارع آن عدم تذکیه را عارض بر این کلب میکند؟ که بحثهای آن در آنجا مطرح میشود. اگر جنبۀ عروضی داشته باشد، دیگر شما در آنجا اگر در یک موردی شک بکنید که آیا شارع این را بر این هویّت عارض کرده است یا عارض نکرده است، با استصحاب عدم میتوانید حکم به حلّیّت بکنید.

