جلسه ۷۲
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۲
4تمام اشیائی که در این عالَم تحقّق پیدا کردهاند معلول هستند و جهت حدوثی و امکانی دارند، یعنی تمام اشیائی که در عالَم امکان بهوجود آمدهاند قدیم بالذّات نبودهاند، چون قدیم بالذّات فقط ذاتِ حیّ قیوم است که ثانی و بدیل ندارد؛ پس تمام اشیاء بغیر از مرتبۀ ذات، جهت حدوثی دارند، گرچه ممکن است که حدوث آنها حدوث زمانی نباشد مانند مجرّدات، اما بههرصورت حدوث ذاتی دارند.
حدوث یعنی تطوّر در علّت
اگر ما بخواهیم حدوث را بهنحوی معنا بکنیم که بعداً هم اینگونه تفسیرکردن برای ما مفید باشد، حدوث را تطوّر در علّت مینامیم؛ یعنی علّت در ذات خودش یک کیفیت بهخودش میگیرد که ما اسم آن کیفیت جدید را میگذاریم: حدوث، معلول، ممکن، وجودِ متعیِّن، وجودِ مقیَّد و موجودِ مقیَّد. تمام اینها اسامی مختلفی هستند که مصداقشان واحد است، حالا شاید مفهومشان متفاوت باشد ولی مصداقشان مصداقِ واحد است که عبارت است از تطوّر، تغیّر و نزولِ علّت به معلول، درحالیکه آن معلول جدای از ذات خود آن علّت نیست.
بهعکس آن چیزی که عوام فرض میکنند که فکر میکنند معلول جدای از ذات پروردگار است، خیال میکنند اینکه خداوند متعال خلایق را خلق کرده است یعنی این خلایق یک تکّه از وجود پروردگار بودند که جدا شدهاند و الآن خدا آن بالا نشسته است و بقیّۀ خلایق هم هر کدام برای خودشان راه جدایی دارند، یعنی همانطوریکه بین شما و بین افراد دیگر افتراق و مَیز هست، همینطور بین خلایق و پروردگار افتراق است؛ یک تکّه از وجود پروردگار جدا شده است به اسم زید، یک تکّۀ دیگر جدا شده است به اسم عَمرو، یک تکّۀ دیگر جدا شده است به اسم فلان. بنابراین بههرمقدار که خدا بیشتر خلق کرده است بیشتر نقص وجودی پیدا کرده است، مانند اینکه شما از آب اقیانوس و دریا همینطور یکبهیک کاسۀ آب بردارید، با هر کاسهای که برمیدارید به اندازۀ یک کاسه از آب اقیانوس کم شده است، گرچه بهنظر نمیآید ولی بالأخره کم شده است. حالا این کاسه را از دریا برمیدارید و در یک شیشهای میگذارید، دوباره یک کاسۀ دیگر از آب دریا برمیدارید و در یک شیشۀ دیگر میگذارید، پس همینطور در اینجا شیشهها و قرابّههای1 متعدّدی هست که در آنها آب است و هر کدام با دیگری متفاوت هستند و هر کدام با اصلشان که دریا باشد هم تفاوت پیدا میکنند، این معنای انفکاک وجودی یک ممکن از ذات قدیم است. این نظر خیلی نظر سطحی، بَدوی و عامیانه است، خیال نکنید اینکه میگوییم نظر عامیانه است یعنی نظر مردم عادی است بلکه نظر همین آقایان فقهاء اهل ظاهر با این ید و بیضاء است، یعنی اگر این مسئله را از ایشان سؤال بکنیم به همین قِسم جواب میدهند؛ میگویند که پروردگار علّت است ولی معلول دیگر از علّت جدا شده است، پس ما از پروردگار جدا شدهایم.
- . فرهنگ معین: «قراب: ظرف شیشهای؛ قرابت». لسان العرب: «القِربة من الأساقی و الجمع قربات»؛ در فارسی به معنای مشک آب است. (محقق)

