جلسه ۷۴
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۴
11توضیح عدم عینیّت معاد با معدوم
دراینجا سؤال پیش میآید که بنابراین این افرادی که خلقِ ابدان میکنند، که منبابمثال یکی از آن بدنها در یک جا است و یکی از آنها در یک جای دیگری است، آیا اینها عین هم هستند یا مثل هم هستند؟ اگر بگوییم عین هم هستند که معنی ندارد که دو چیز عین هم باشند، درحالیکه درست است که زمان، واحد است ولی در دو مکان هستند؛ پس تعدّد مکان، تعدّد وَضع و تعدّد عوارض، تعدّد معروضها را در بر دارد، بنابراین اینها دو چیز هستند. حالا سؤال این است که بر کدامیک از این دو چیز یا سه چیز یا ده چیز، حکم به هو هویت با آن مُعَنوَن میشود؟ یعنی آن معنون کدامیک از اینها است؟ آن شخصی که یک چنین عملی را انجام داده است و چند تا بدن خلق کرده است در اینصورت کدامیک از آنها این است و آن هو هویت را دارد؟
پس اگر قرار بر این باشد که یک شخص بتواند وجود خودش را متعدّد بکند، خلق و ایجاد بکند، میتواند در کنار خودش هم یکی خلق و ایجاد بکند که اینجا بنشیند. حالا شما به این، زید میگویید یا به آن دیگری زید میگویید؟ میگوییم که ما به هر دو، زید میگوییم، چون به یکی از آنها بهتنهایی که نمیتوانیم زید بگوییم، در اینصورت که اینها دو بدن هستند پس دو روح هم میخواهند، حالا کدامیک از اینها زید است و کدامیک مانند او است؟
تلمیذ: آیا در اینجا این دو بدن یکی نیستند؟ یعنی آیا یک وجود جامعی نیست که سبب بشود بگوییم که هر دو یکی هستند؟
استاد: نه، هر دو یکی نیستند، منبابمثال من الآن دقیقاً اشارۀ به یکی از آنها میکنم درحالیکه اصلاً به دیگری توجّه ندارم. مسئله در اینجا این است که این وجود، تعیّن پیدا کرده است، پس دو بدن هستند نه یکی؛ وجود وقتی تعیّن پیدا میکند دیگر از آن مقام جمعیّت خودش بیرون میآید. اصلاً «هو» یعنی تعیّن، هو هویت یعنی تعیّن؛ ما به هر وجودی که متعیّن بشود میتوانیم بگوییم: «هوهو»، و اگر تعیّن پیدا نکند اصلاً به آن نمیشود اشاره کرد.

