اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه

جلسه ۷۴

توضیحات:

14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴

15
  • آن زمانی که ما در بحرین بودیم، در یک روز عاشورا هفت هشت نفر ناصبی در محلّۀ خودشان شروع کردند به دَف و ضَرب و طرب و شیرینی و این کارها، خیلی مفصّل! به‌طوری‌که صدای آنها تمام محلّه را گرفته بود. این مسئله گذشت تا نزدیک ظهر و بعد از ظهر شد که اینها می‌زدند، بعد از ظهر یک‌دفعه دیدند که دیگر صدا از این منزل نمی‌آید و درعوض یک صداهای عجیب و غریبی دارد می‌آید که غیر عادی است. می‌روند درب را می‌زنند، کسی درب را باز نمی‌کنند. می‌روند به پلیس و شرطه خبر می‌دهند و اینها از دیوار بالا می‌روند و داخل منزل می‌شوند و می‌بینند هیچ‌کسی در خانه نیست، فقط هفت هشت‌تا میمون در اطاق هستند که بالا و پایین می‌پرند و صداهای عجیب غریب درمی‌آورند و خودشان را به شیشه و دیوار می‌زنند. همان هفت هشت نفر بودند که مسخ شده بودند و بعد از سه روز هم همۀ آنها مردند. و این قضیّه در بحرین دیگر معروف شد.

  • بعد آقای دستغیب می‌گفت که حالا نگاه کن به خودت، عکس جوانی؛ هفده هجده نوزده سالگی خودت را کنار عکس نود سالگی بگذار، ببین مسخ شده‌ای یا نشده‌ای؟ راست می‌گویند، این هفده ساله چقدر با نود ساله فرق کرده است! شوخی که ندارد این، مسخ است.

  • دلیل برای حکم به وحدت ابدان

  • پس مسئله در استیناف وجود درست مانند ارتباط همین نفس و ابدان ما است؛ چطور اینکه بدن ما در این ده سال گذشته تغییر کرده است و این بدن الآن ما مانند آن قبلی است نه خود همان، گرچه تعبیر به وحدت از آن می‌آورند و به‌خاطر تعلّق روح به آن، تعبیر به عینیّت را برای آن می‌آورند درحالی‌که این بدن، آن نیست. امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرمایند که این دست من همان دستی است که در جنگ بدر فلان کرد، این دست من همان دستی است که در احد این کار را کرد و این دست من همان است که در صفّین دارد این کار را می‌کند.1 مسلّم است که این دست همان دست نیست ولی به‌خاطر اینکه حقیقةُ الشَّیءِ بِصورتِهِ لا بِمادّتِهِ، و اینکه بدن از نقطه‌نظر مظهریّت خودش آلت است و تمام حقیقت وجودی آن را همان روح و نفس ناطقه تشکیل می‌دهد که واحد است، در اینجا هم حکم به عینیّت می‌شود، ولی در واقع مثل آن است نه‌اینکه عین آن باشد.

    1. . مصدر
/ 613