جلسه ۷۴
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۴
17یک وقت من در حال احرام به آینه نگاه میکردم که عجب آینۀ صاف و تختی است، یک دفعه روحانی گفت که شما مُحرِم هستید! گفتم من دارم نظر استقلالی به این میکنم، این مسائل را نمیفهمید، گفت که توضیح المسائل آقای فلان نوشته است که نباید به آینه نگاه بکنید! دیدم که متوجّه نمیشود، گفتم: متوجّه نبودم، متوجّه نبودم!
نتیجۀ بحث در دلیل دوم برای امتناع اعاده معدوم بعینه
در اینجا هم بین استیناف و بین آن شیئی که بعداً آمده است فرقی نیست، چون هر دو همان زید هستند. ولی از طرف دیگر میبینیم که وقتی که این دو را کنار همدیگر بگذاریم بالأخره این عین آن نیست، بهطوریکه وقتی شما این دو را کنار هم گذاشتید نمیگویید که این اوّلی عین زید است، بله نفسش عین آن است ولی بدنش که دیگر عین آن نیست. پس میگویید که این مثل آن است و چون نمیتوانید بگویید که آن دومی هم عین آن زید است پس میگویید که این هم مثل آن زید است، حالاکه این هم مثل شد، سؤال میکنیم که آیا اوّلی مثل است و دومی معاد یا دومی مثل است و اوّلی معاد؟ اگر شما بگویید اوّلی معاد است و دومی مثل است میگوییم که اینها با هم فرق نمیکنند، پس میگوییم که دومی معاد است و اوّلی مثل است. حالاکه هر دو از نقطهنظر مثلیّت مانند هم شدند پس این اوّلی هم عینِ آن سال قبلی نخواهد بود بلکه مثل آن است.
جلسۀ بعد مرحوم حاجی چند دلیل دیگر را میآورند که بحث زیادی ندارند و بعد هم راجع به معاد یک صحبتی میکنند که خیال میکنم زیاد مطلبی نداشته باشد، انشاءالله جلسۀ بعد بحث معدوم را تمام میکنیم.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد

