جلسه ۷۵
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۵
12پس اینکه میگویند امکان از لوازم ذاتی ماهیّت است نه از لوازم وجود ـ چونکه در هر کجا وجود باشد وجوب است و بین وجود و وجوب تساوی است ـ بهخاطر این است که ماهیّت را بهلحاظ وجود لحاظ میکنند و بعد میگویند که امکان از لوازم ذاتی ماهیّت است. پس وقتی که ما ماهیّتِ معاد را بهلحاظ وجود لحاظ کردیم در اینصورت امتناع ذاتی به آن دادیم و دیگر امکان ذاتی به آن بار نمیشود. بنابراین ولو اینکه ما امکان در لسان عرفاء را به امکان ذاتی برگردانیم باز دلیل این افراد در اینجا غیر موجّه است.
متن مرحوم حاجی در اختلاف متکلّمین و حکماء در اعادۀ معدوم
غررٌ فی أنَّ المَعدومَ لا یُعادُ بِعَینِهِ
اختَلَفوا فی جَوازِ إعادَةِ المَعدومِ و عَدَمِهِ. فَأکثَرُ المُتَکَلِّمینَ علی الأوَّلِ1 و الحُکماءُ و جماعةٌ مِن المُتُکَلِّمینَ علی الثّانی و هو الحَقُّ، کما قُلنا إنَّ إعادةَ المَعدومِ بِعَینِهِ ـ فَإنَّ مَحَلَّ النّزاعِ إعادَتُهُ مع جَمیعِ مُشَخِّصاتِهِ و عَوارِضِهِ ـ فهی ممّا امتَنَعا. فلا تکرارَ فی تَجَلّیهِ تعالیٰ و فی کُلِّ آنٍ لَهُ شَأنٌ جَدیدٌ لَیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ2.
و بَعضُهُم کالشَّیخِ الرئیسِ3 فیه أی فی الامتناعِ الضّرورةَ و البَداهَةَ ادّعیٰ. و استَحسَنَ الإمامُ الرّازی4 دَعوَی الضَّرورَةِ؛5
«در بیان امتناع اعادۀ معدوم بعینه
متکلّمین و حکماء در جواز و عدم جواز اعادۀ معدوم با هم اختلاف کردهاند؛
اکثر متکلّمین قائل به جواز هستند و حکماء و گروهی از متکلّمین قائل به عدم جواز اعادۀ معدوم هستند و همین نظر دوم، قولِ حقّ است چنانچه گفتهایم: اعادۀ معدوم بعینه محال است چون محلّ نزاع اعادۀ معدوم با تمام مشخّصات و عوارضش میباشد.
پس در تجلّی حق تعالیٰ تکرار نیست و در هر آنی برای او شأن جدیدی است، هیچ چیزی مثل او نیست. و در هر شیئی آیه و نشانهای برای او است که دلالت میکند بر اینکه او واحد است.
و بعضی از حکماء مثل شیخالرئیس در امتناع اعادۀ معدوم ادّعای ضرورت و بداهت کردهاند و فخر رازی ادّعای ضرورت را مستحسن شمرده است.»6
- . شرح المقاصد، ج 5، ص 82.
- . سورة الشوریٰ (42) آیه 11.
- . الهیّات شفاء، ج 1، ص 35.
- . المباحث المشرقیّه، ج 1، ص 138.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 195.
- . این قسمت از متن مرحوم حاجی را آقا نخواندند، ظاهراً اگر این قسمت به جلسۀ قبل منتقل شود بهتر است چون بحثش در آنجا مطرح شد.

