جلسه ۷۵
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۵
15عینِ ابتداء شدن عود، دلیل سوم برای امتناع اعادۀ معدوم
و مِنها: أنَّهُ علی تَقدیرِ جَوازِ إعادةِ المَعدومِ بِعَینِهِ، العَودُ عادَ أی صارَ عَینَ الابتداءِ؛ إذ المَفروضُ أنَّ الهویَّةَ بِعَینِها هی المُبتَدَئَةُ و لأنَّ الزَّمانَ مِن المُشَخِّصاتِ أو لأنَّهُ أیضًا یُعدَمُ و یَجوزُ إعادَتُهُ، فإذا عادَ الزَّمانُ المُبتَدَأُ صَدَقَ علی المُعادِ أنَّهُ مُبتَدَأٌ؛ لِکَونِهِ مَوجودًا فی الزَّمانِ المُبتَدَإِ فَیُلزِمُ الانقلابُ و الخُلفُ أو اجتماعُ المُتقابِلَینِ فی الهویَّةِ الواحِدَةِ؛1
دلیل سوم: و یکی از آن ادلّه این است که بنا بر تقدیر جوازِ اعادۀ معدوم بعینه، عود عینِ ابتداء میشود؛ زیرا فرض این است که هویّت و تعیّن آن چیزی که اعاده شده است بعینه همان چیزی است که ابتداء بوده است نهاینکه مانند آن است. و بهخاطر اینکه زمان از مشخّصات است (یعنی زمان سبب تشخیص آن هویّت میشود.)
یا بهخاطر اینکه خود زمان هم معدوم میشود و جایز است که دوباره اعاده بشود. پس حالا اگر زمان مبتداء دوباره عود کند و برگردد، صدق میکند بر معاد که بگوییم همان مبتداء است، چون در همان زمان اول وجود داشته است؛ در اینصورت انقلاب لازم میآید (اگر ما بگوییم که آن ابتداء همان معاد بوده است یعنی این زید که در سال گذشته بوده است همان معاد است.) و خلُف پیدا میشود (درصورتیکه شما بگویید اعادهای در کار نبوده است؛ اگر شما میگویید که معاد همان چیزی است که در زمان گذشته بوده است، پس الآن دیگر اعادهای وجود ندارد، این خلف است چون خود شما میگویید که این الآن اعاده شده است.) و اجتماع متقابلین پیدا میشود، (اجتماع متقابلین در اینجا این است که با حفظ این زمان، آن زمان اول هم برگردد؛ یعنی یک سال پیش، الآن بشود و الآن هم یک سال پیش بشود؛ مثلاً روز هزار و سیصد و دوازده با هزار و سیصد و یازده، یکی بشوند؛ این اجتماع متقابلین در هویّت است.)»
به انتهاء نرسیدن عددِ نفس عود، دلیل چهارم برای امتناع اعادۀ معدوم
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 200.

