جلسه ۷۵
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۵
17دلیل به انتهاء نرسیدن عددِ معدوم معاد
و همچنین عددِ معدوم معاد یعنی شیئی که اعاده شده است به انتهاء نمیرسد به دو وجه:
یکی از آن دو وجه این است که در وقت اعادۀ ذاتِ مشخّص، لازم میآید که هر چیزی هم که این ذات متوقّف بر آنها است از علّت و شرط و مُعِدّ و مقارنات و علّتِ علّت و شرطِ شرط و مُعِدِّ مُعِدّ و همچنین سایر امور دیگر برگردند، حتّی تمام استعدادات و ادوار فلکیّه و کلّ اوضاع کوکبیّه برگردند، بلکه لازم است که هر چیزی که در سلسلۀ طولیّه در عوالِم بالا و در سلسلۀ عَرضیّه در عالَم مُلک اتّفاق افتاده است برگردند. و بطلان این لازم بدیهی است و کسی این حرف را نمیزند.
و دلیل دوم این است که اگر اعادۀ معدوم جایز باشد، باید اعادۀ زمان هم جایز باشد و زمان هم بتواند اعاده پیدا بکند. و اگر زمان اعاده پیدا بکند تسلسل پیدا میشود (یعنی تمام زمانهای قبلی باید برگردند.) چون بین زمان مُبتَدَأ و زمان معاد فرق نیست، مگر اینکه معاد در زمان لاحق است و مُبتَدَأ در زمان سابق است. پس برای زمان باید زمان دیگری فرض کرد (یعنی قبل از زمان گذشته هم یک زمانی هست) پس باید آنها هم اعاده پید بکنند و تسلسل پیدا میشود.»
فإن قُلتَ: سابِقیَّةُ الزَّمانِ المُبتَدَإِ بِنَفسِ ذاتِهِ لا بِکَونِهِ فی زَمانٍ آخَرَ سابِقٍ.
قُلتُ: فَعَلیٰ هذا لا یَصدُقُ عَلَیهِ المُعادُ، لِأنَّ السّابِقیَّةِ ذاتیَّةٌ لَهُ فَلا تَتَخَلَّفُ و لا تَصیرُ لاحِقیَّةً. فَقَد نَهَضَ جَوازُ مُفارِقَةِ السّابِقیَّةِ و طُروِّ اللّاحِقیَّةِ عَلَیهِ المُساوِقُ لِجَوازِ کَونِ الزَّمانِ فی الزَّمانِ مِن فَرضِ جَوازِ الإعادَةِ. فهذه وُجوهٌ ثَلاثَةٌ أشَرنا إلَیها بِقَولِنا: «و لَیسَ بالِغًا إلی انتهاءٍ».
ثُمَّ لَمّا کان عُمدَةُ دَواعی المُتَکَلِّمِ1 علی إنکارِهِ ظَنَّهُ مُخالِفَتُهُ لِلقَولِ بِحَشرِ الأجسادِ النّاطِقِ بِحَقّیَّتِهِ ألسِنَةُ جَمیعِ الشَّرایِعِ الحَقَّةِ، أشَرنا إلی فسادِ هذا الظَّنِّ فَقُلنا:
ما ـ نافیَةٌ ـ ضَرَّ أنَّ الجِسمَ غِبَّ أی بَعدَ ما ـ مَصدَریَّةٌ ـ فَنیٰ هو المُعادُ بِضَمِّ المیمِ فی المَعادِ بِفَتحِ المیمِ، و «أنَّ» مَعَ اسمِها و خَبَرِها فی مَوضِعِ فاعِلِ ضَرَّ و «قَولُنا» مَفعولُهُ، لمّا سَیأتی فی الفَریدَةِ الثّالِثَةِ2 مِن المَقصَدِ السّادِسِ مِن إقامَةِ البراهینِ الوَثیقَةِ علی أنَّ البَدَنَ المَحشورَ یَومَ النُّشورِ هو عَینُ البَدَنِ المَوجودِ فی دارِ الغرورِ؛3
- . المواقف، ص 372؛ کشف المراد، ص 405.
- . شرح المنظومة، ج 5، ص 329: الفریدة الثالثة فی بیان کون البدن المحشور یوم النشور عین البدن الدّنیوی.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 201.

