جلسه ۷۶
توضیحات:
15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق
جلسه ۷۶
3حالا این تصوّر عدم به همین نحوی است که خود ما داریم آن را تصوّر میکنیم؛ منبابمثال میگوییم فلانی نیامد؛ این نیامدن در عالَم اعیان، وجود و مصداقی ندارد چون آن چیزی که در عالَم اعیان تحقّق و مصداق دارد، تحقّق خارجی و وجودِ متعیّن همان شیء است، ولی عدم او در خارج مصداق ندارد و این دیگر قابل مصداق نیست. بلکه ذهن یک مفهوم مبهمی را در قیاس با وجودِ آن شیء تصوّر میکند و اسم آن را عدم میگذارد.
ذهن، عدمِ مطلق را هم تصوّر میکند و از آن، خبر هم میدهد و میگوید: العَدَمُ المُطلَقُ لایُخبِرُ عَنهُ؛ این «لایُخبِرُ عَنهُ» گرچه نفی است ولیکن درواقع اِخبار از عدم مطلق است. همانطور که ذهن عدم نِسبی را تصوّر میکند، همانطور یک معنای سِعِی هم به آن عدم نِسبی میدهد و وقتی که معنای سِعِی داد آنوقت میشود عدم مطلق. منبابمثال وقتی که ما سبزی را به یک قیدی نسبت دادیم و گفتیم: سبزی پلو یا سبزی آش یا سبزی کوکو؛ این سبزی، مقیّد میشود ولی اگر ما این قید را برداشتیم و فقط جهت سبزیبودن آن را درنظر گرفتیم؛ سبزی مطلق میشود. در اینصورت دیگر به چمن هم سبزی میگویند، به برگ درخت هم سبزی میگویند و امثالذالک. این میشود سبزی مطلق.
کیفیت تصوّر عدم مطلق توسط ذهن
این عدمی که ما الآن اسمش را عدم مطلق میگذاریم ناشی میشود از اتّساعی که ذهن به اعدام نِسبیه میدهد، یعنی وقتی که این را سِعِه میدهد، آن را تبدیل به عدم مطلق میکند. چطور اینکه شما در باب وجود وقتی میخواهید از وجودِ مقیَّد به یک وجود بسیط و مطلق برسید لاجَرَم ذهن باید وجودهای مقیَّد را درنظر بگیرد و با حفظ آن جهت خارجی و حقیقی وجود، موجودیّت و مقیّدبودن آن را از آن سلب بکند و بهعبارتدیگر نهاینکه تجرید بکند بلکه اتّساع بدهد. یعنی وقتی قید را از آن میگیرید به معنای این است که آن وجود را حل میکنید در یک وجودی که تمام مقیّدات را دربرمیگیرد. ما در باب اعدام هم به همین نظر قائل هستیم؛ یعنی وقتی که میخواهیم عدم مطلق را تصوّر بکنیم ذهن، اول یک عدم نِسبی را درنظر میگیرد و بعد این عدم نسبی را گسترش میدهد و آن را تبدیل به عدم مطلق میکند و یک مفهوم مبهمی از آن در ذهن تصویر میکند و بعد اِخبار از آن میکند که العَدَمُ المُطلَقُ لایُخبِرُ عَنهُ.

