جلسه ۷۶
توضیحات:
15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق
جلسه ۷۶
7لذا مسئلۀ امتناع شریکالباری به جهت مفهومی و مصداقی حمل میشود، و ما در مورد جزئی هم همین را گفتیم که الجُزئیُّ جُزئیٌّ به حمل اوّلی، ولی جزئی به حمل شایع صناعی کلّی است. مفهوم جزئی آن است که قابل صدق بر کثیرین نیست یعنی جزئی از نظر مفهومی جزئی است ولی از نظر حمل شایع صناعی کلّی است؛ وقتی که نگاه میکنیم میبینیم که این شیء جزئی است، آن یکی هم جزئی است، آن دیگری هم جزئی است، این چه جزئی است که تمام عالَم را در بر گرفت؟! پس خود جزئی از نقطهنظر حمل شایع صناعی و مصداق خارجی یکی از مصادیق کلّی است. یعنی ما از جزئی کلّیتر در عالَم نداریم، بهنحویکه تمام این مصادیق را دربرگرفته است، ولی از نقطهنظر مفهومی وقتی نگاه میکنید میگویید که جزئی آن است که فقط صدق بر خودش میکند و صدق بر کثیرین نمیکند. منبابمثال به زید، جزئی میگویند چون زید فقط به خود آن ذات صادق است و بر غیر آن ذات صادق نیست، بنابراین به حمل مفهومی و اوّلی ذاتی جزئی، جزئی است اما به حمل شایع صناعی کلّی است. و مرحوم حاجی چون این مسئله خیلی بحثی ندارد آن را گسترش ندادهاند.
متن مرحوم حاجی در دفع شبهۀ معدوم مطلق
غُرَرٌ فی دَفعِ شُبهَةِ المَعدومِ المُطلَقِ
لمّا کان النَّفسُ النّاطِقَةُ مِن عالَمِ المَلکوتِ و القُدرَةِ کان لَعَقلِنا اقتِدارُ أن تَصَوَّرا عَدَمَهُ أی عَدَمَ نَفسِهِ فَیَلزَمُ اتِّصافُ العَقلِ بِالوُجودِ و العَدَمِ، و عَدَمَ غَیرِهِ مِن المَوجوداتِ الخارِجیَّةِ فَیَلزَمُ اتِّصافُها حینئذٍ بِالوُجودِ و العَدَمِ.
وَ لَهُ اقتِدارُ أن یُخبِرا عن نَفیِ مُطلَقٍ و عَدَمِ بَحتٍ، و هذا مِن إضافَةِ المَوصوفِ إلی الصَّفَةِ. و قَولُنا بِلا إخبارٍ صَلَةٌ لِقَولِنا أن یُخبِرا. و المَعدومُ المُطلَقُ لا یُخبِرُ عَنهُ أصلًا و هذا إخبارٌ عَنهُ بِلا إخبارٍ.
وَ أن یُخبِرَ بِامتِناعٍ عن شَریکِ الباری فَیَقولُ شَریکُ الباری مُمتَنِعٌ مَعَ أنَّ الإخبارَ عن الشّیءِ یَتَوَقَّفُ علی تَصَوُّرِهِ و کُلُّ ما یُتَقَرَّرُ فی عَقلٍ أو وَهمٍ فَهوَ مِن المَوجوداتِ و یُحکَمُ عَلَیهِ بِالإمکانِ لا بِالامتِناعِ.

