جلسه ۷۶
توضیحات:
15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق
جلسه ۷۶
8وَ ثابِتٍ بِالجَرِّ أی و یُخبِرُ بِثابِتٍ فی الذِّهنِ و اللّاثابِتِ فیهِ أی فی الذِّهنِ عن الشَّیءِ مُتَعَلَّقٌ بیُخبِرُ المُقَدَّرِ أی یُخبِرُ علی سَبیلِ الانفِصالِ الحَقیقیِّ عن الشَّیءِ بِأنَّهُ إمّا ثابِتٌ فی الذِّهنِ أو لا ثابِتٌ فیهِ مَعَ استِدعاءِ ذلک تَصَوُّرَ ما لَیسَ بِثابِتٍ فی الذِّهنِ المُستَلزِمٌ لِثُبوتِهِ فی الذِّهنِ؛1
«غرر فی دفع شبهة المعدوم المطلق
از آنجا که نفس ناطقۀ ما از عالَم ملکوت و اقتدار است (و جنبۀ تجرید، توسعه و تحلیل در او موجود است و محدودیّتهای مادّه را ندارد) لذا عقل ما میتواند عدم خودش را تصوّر بکند، (ما با خودمان فکر میکنیم و تصوّر میکنیم که اگر ما عقل نداشتیم چه اتّفاقی میافتاد؟ البتّه واقعاً هم نداریم و دیگر تصوّر نمیخواهد.) پس لازم میآید که عقل هم متّصف به وجود بشود و هم متّصف به عدم بشود.
و عقل ما میتواند که عدم غیر خودش از موجودات خارجیّه را هم تصوّر بکند، پس اتّصاف این وجودات خارجیّه به وجود و عدم لازم میآید. (نگاه میکنیم الآن جناب آقای فلانی اعلی الله مقامه در اینجا تشریف دارند و بعد شما تصوّر عدم ایشان را میفرمایید، پس ما در عینِ وجود یک شیء میتوانیم عدم آن را هم تصوّر بکنیم.)
موجود بودن هر چیزی که در عقل یا وهم تقرّر پیدا بکند
و عقل اقتدار دارد به اینکه از نفیِ مطلق و عدمِ بحت خبر بدهد. اضافۀ نفی و عدم به مطلق و بحت از باب اضافۀ موصوف به صفت است، و قول ما که گفتیم «بِلا إخبارٍ»، صلۀ برای «أن یُخبِرا» است. (عقل میتواند از نفیِ مطلق به «لا إخبار» خبر بدهد یعنی بگوید النَّفیُ المُطلَقُ لا یُخبَرُ عَنهُ.)
از معدوم مطلق اصلاً خبر داده نمیشود، چطور این مسئله درست است درصورتیکه شما با «بلا إخبار» از آن خبر میدهید؟ و همچنین عقل میتواند به امتناع از شریکالباری خبر بدهد و بگوید: شریکالباری ممتنع است با اینکه اخبار از چیزی موقوف بر تصوّر آن میباشد، (یعنی شما اول باید تصوّر شریکالباری را بکنید و بعد بگویید که ممتنع است، ثَبِّتِ العرشَ ثُمَّ النقُش».) و هر چیزی که در عقل یا وهم تقرّر پیدا بکند موجود است و حکم به امکان بر آن میشود نه امتناع. (اگر موجود است پس چرا میگویید که «ممتنعٌ»؟)
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 208.

