اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية

جلسه ۷۸

توضیحات:

16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸

11
  • بنابراین اگر ما نفس‌الأمر را نفس‌الأمر واقعی بگیریم این أولیٰ است از اینکه نفس‌الأمر را حدود ذاتی خودِ شیء بگیریم منتها صحبت در این است که چگونه به آن نفس‌الأمر واقعی دسترسی پیدا کنیم؟ این یک بحث دیگر است. این قضیّه را می‌شود بگوییم که ملاک انطباق قضایا با آن نفس‌الأمر واقعی است منتها تا هر مقدار که خودت را نزدیک کردی خانه‌ات آباد. دیگر ما نمی‌گوییم که حالا فرض کنید شما واقعاً به آن عالم امر و به آن عالم مشیت و به آن عالم نزول و انزال اطلاع پیدا کردید! منزل اسماء الهیه که هستیم! خیر المنزلین! ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا﴾1 خدا منزل است! ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾!2 فقط [ما]!؟ افراد دیگر مظهریت فقط هستند بله بله! او لیله القدر است و افراد دیگر بقیّۀ لیالی! به هر مقدار که مظهریتشان اقویٰ و اتم و اکمل باشد به همان مقدار فعلشان هم اقرب است!

  • ثُمَّ أشَرنا إلی ما قیلَ إنّ نفسَ الأمرِ هو العقلُ الفعّالُ بِقولِنا و عالمُ الأمرِ و ذا أی ذلک العالَمُ عقلٌ کلیٌ یُعَدّ أی و یُعَدّ نفسُ الأمر عندَ البعضِ عالَمُ الأمر و ذلک العالمُ عقلُ کلِّ صغیرٍ و کبیرٍ و بسیطٍ و مرکبٍ فیه مُستَطِر.3

  • سپس اشاره کردیم به آنچه گفته شد که نفس‌الأمر، عقل فعال است به قول خودمان که عالم امر این عالم به عقل کلی نامیده می‌شود، به عالم امر می‌گویند: عالم عقل؛ عقل کلی، عقل مدیر و مدبّر. بعضی نفس‌الأمر را عالم امر می‌دانند و این عالم، عالم عقل است که هر صغیر و کبیر و بسیط و مرکبی در آن مستتر و منطوی است و خلاصه در آن مندمج است و به آن احاطه دارد؛ احاطۀ علّی دارد.

  • و التعبیرُ بِالعبارتین لِلإشارةِ إلی الاصطلاحین أحدُهما اصطلاحُ أهلِ الله حیثُ یُعبّرون عن عالَمِ العقلِ بِعالمِ الأمرِ مُقْتبسینَ مِنَ الکتابِ الإلهی أَلا لَهُ الْخَلْقُ و الْأَمْرُ. و هذا التعبیرُ أنسبُ لِنفسِ الأمر.4

    1. . سوره یوسف (12) آیه 2.
    2. . سوره قدر (97) آیه 1.
    3. . منظومه، ج 2، ص 215 و 216.
    4. . منظومه، ج 2، ص 216.
/ 0