جلسه ۷۸
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۸
4مسئلۀ دیگر قضایای ذهنی است؛ ما یک قضایایی داریم که این قضایا قضایای ذهنی هستند یعنی بهطورکلی ظرف اتصاف و ظرف وجودشان در ذهن هست، همینطور قضایای حقیقیه، منتها صحبت در این است که این قضایای ذهنیۀ ما هیچگونه ارتباطی با خارج ندارند منبابمثال میگوییم: الکلیُ هو ما یَصدقُ علیٰ کثیرین یااینکه فرض کنید النوعُ جامعُ الفصل و الجنس، اینکه میگوییم: النوعُ جامعُ الفصل و الجنس، مجموعُ الفصل و الجنس الآن یک قضیۀ ذهنیه است که این قضیۀ ذهنیۀ ما مابإزاء خارجی ندارد یعنی خود «نوع» یک امر ذهنی است و پرداخت ذهن و انتزاع ذهن است محمولش هم که جامع بین فصل و جنس است که آنهم یک محمولی است که در خارج اصلاً وجود ندارد. میخواهیم ببینیم که این قضیۀ ذهنیۀ ما آیا صادق است یا کاذب است؟ بعضیها فرمودهاند که ملاک در صدق قضیۀ ذهنیه، خودِ وجود ذهن است یعنی اگر من بگویم: النوعُ مجموعُ الفصل و الجنس ممکن است کسی ایراد بگیرد که این حرفی را که شما زدید ممکن است دروغ باشد، من چه راهی برای اثبات صدق این قضیّه دارم که ارائه بدهم و ملاک برای انطباق این قضیّه با آن واقع چیست؟ یعنی واقع در اینجا چیست که من متعرّض بشوم؟ یک وقتی میگویم: یک ظرفی در اینجا وجود دارد خب این در اینجا روشن است؛ یک ظرفی در اینجا هست که ما داریم به این ظرف نگاه میکنیم و بالعیان و بالبداهه به وجودش حکم میکنیم این میشود قضیۀ صادقه ولی یک وقتی ما چیزی در دست نداریم تا با آن این قضیۀ خودمان را محک بزنیم و بسنجیم. النوع مجموعُ الفصل و الجنس؛ آیا در خارج شما چیزی را میتوانید به من نشان بدهید که نوع و جنس و فصل با همدیگر ترکیب شدهاند و شدهاند «نوع»، شما هم بگویید: بفرمایید این قضیّه با اینکه در خارج هست منطبق است؟ شما نمیتوانید نشان بدهید پس در خارج که نمیشود. حالا آمدیم سراغ ذهن، در ذهن بعضیها فرمودند که ملاک در این قضیۀ ذهنیه، خودِ ذهن است البتّه مرحوم حاجی به نفسالأمر تعبیر آوردند و من خیال میکنم که این نظر مرحوم حاجی صحیح باشد.

