جلسه ۷۹
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۷۹
10اکثر شیوع این مذهب از زمان شیخ اشراق و اتباع او است و قولی که ماهیات جدای از وجود تقرّر دارند در عصر او شایع بوده است. یعنی یک عالمی بوده که این عالم پر از ماهیت بوده ولی وجود نبود. ایدادبیداد! اینقدر در این عالم ماهیت ریخته بود که وقتی دست میزدی پر از هیچ نمیشد حالا اگر میرفتی در عالم ماهیت اضافه نمیشد این عالم، عالم تقرّر ماهیت است والاّ نمیفهمیم این حرفها...
یک عالمی بوده عالم تقرّر ماهیت که ماهیت آنجا ریخته است ولی بخواهی بگیری هیچ نیست اما بالأخره تقرّر دارد و این عالم ماهیت جدای از وجود بود.
فَحسبوا أنْ لَو قالوا بِمجعولیةِ الوجود ذَهَبَ الوهمُ إلی غناءِ الماهیةِ فی تقرُّرِها عن الجاعلِ لِمغایرةِ الماهیةِ لِلوجودِ فیلزم الثابتات الأزلیة.1
و هرچه اینطور خیال کردند که اگر بگویند که جعل به وجود خورده است از آن طرف که ماهیات دیگر مستغنی از جاعل است. ایدادبیداد! ماهیت در تقرّرش بینیاز از جاعل است چون ماهیت مغایر با وجود است. پس ثابتات ازلیه لازم میآید همچون پروردگار متعال که وجود ازلی داشته این ماهیات هم همدوش با خدا ـ و همگام با شهداء! ـ همینطور قبلاً ثابت بودهاند! این ثابتات ازلیه از قبل ثابت بودهاند. چرا؟! چون جعل به ماهیت که تعلق نگرفته جعل به وجود تعلق گرفته است از آن طرف ما قائل به اصالت ماهیت هستیم یعنی ماهیت در یک عالمی تقرّر داشته حال تقرّر چیست نمیدانیم؛ تقرّر داشته همدوش با خدا! تا وقتی خدا خدایی میکرده این ماهیات هم تقرّر داشتهاند.
بنابراین لازم میآید که شیئی در تقرّر خودش بینیاز از فاعل باشد و آن بینیاز فقط وجود مبدأ اعلا است و دیگر کسی نمیتواند باشد دیگر جعل را به ماهیات زدند و گفتند که این ماهیات در تقرّر خودشان نیاز به جاعل دارند.
قبل از اینکه حاجی بیاید جواب دهد من یک اشکال در این مسئله میکنم و رد میشوم و آن اینکه قطعاً میدانیم که شما نمیتوانید ممکن را از ماهیات سلب کنید؛ بعد از اینکه جعل به ماهیت خورد آیا باز وجود از آن ماهیت انتزاع میشود یا نمیشود؟! اگر شما بگویید: وجود انتزاع میشود بنابراین قبل از این که جعل بخورد این ماهیت کجا بود؟! مگر شما نمیگویید: ماهیت تقرّر داشته است؟! یا باید بگوییم که اصلاً ماهیتی قبل از جعل وجود ندارد این خلاف بدیهی است چون ما ماهیت احساس میکنیم آیا ماهیت غیر از حدود وجودی است؟ قبل از اینکه جعل به وجود بخورد اصلاً تقرّر هم ندارد، خلاف است، اگر شما در اینصورت میگویید: نه، قبل اینکه جعل به آن ماهیت تعلق بخورد ماهیت تقرّر داشته این همان ثابتات ازلیه است. اگر شما بگویید که وجود مساوی با تقرّر است بنابراین وقتی که جعل به آن ماهیت میخورد با تعلق جعل به ماهیت، هم تقرّر پیدا میشود هم وجود پیدا میشود و این خلاف فرض شماست چون شما میگویید که ماهیت قبل از وجود تقرّر داشته است اگر شما میگویید که نه، این جعل به ماهیت متقرّره خورده و بعد وجود از آن انتزاع شده پس قبل از جعل این مقرّر بوده و این ثابتات ازلیه میشود.
- . منظومه، ج 2، ص 226.

