جلسه ۷۹
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۷۹
5وقتی که زید وجود پیدا میکند خود آن وجود ماهوی و لوازم لاینفک آنهم یکباره با او وجود پیدا میکند این جعل بسیط میشود.
تعریف جعل تألیفی و جعل مرکب
یک جعل تألیفی و جعل مرکب داریم که وجود رابط هم به او میگویند و آن این است که پس از اینکه این ذات وجود پیدا کرد عوارض مفارق این بر این وجود پیدا میکنند فرض کنید قیام، قعود، رنگ، شکل و امثالذلک همه وجود پیدا میکنند. به این وجود عوارض مفارق جعل تألیفی و جعل مرکب میگویند. پس ما دو وجود داریم؛ یک وجود بسیط داریم که آن وجود نفس ذات است و یک وجود مرکب داریم که آن وجود تعلق عوارض بر آن ذات است.
الوجودُ المطلقُ إذْ توقیتیةٌ ـ قسم فَالجعلُ لِلتألیفِ و البسیطِ عَمّ. أی الوجودُ لما کان مقسومًا إلی الرابطِ و النفسیِ فَعَمّ الجعلُ و انقسمَ إلی الجعلِ التألیفی و الجعلِ البسیط.1
این وجود هم قسمت میشود به وجود رابط و وجود نفسی ـ کلمۀ «اذ» توقیتیه است نه شرطی ـ حالاکه وجود قسمت شد، جعل دوتا میشود؛ وجود رابط میشود جعل تألیفی و وجود نفس شیء میشود جعل بسیط؛ به جعل تألیفی و جعل بسیط انقسام پیدا میکند.
و قد خرجَ مِن هذا تعریفُهما. فَالجعلُ البسیطُ ما کان متعلَقُهُ الوجودَ النفسی و الجعلُ المؤلَّف ما کان متعلَقُهُ الوجودَ الرابط.2
تعریف جعل تألیفی و جعل بسیط هم از این مسئلۀ ما که وجود را به رابط و نفسی تقسیم کردیم خارج شد. جعل مؤلّف متعلقش وجود رابط است یعنی عوارض مفارق ذات.
جعل بسیط چیست؟ متعلق این جعل همین که جعل و خلق به آن تعلق گرفته، وجود نفسی خود زید، خود زید میشود جعل بسیط.
فإنَّ الأوّلَ جعلُ الشیءِ و إفاضةُ نَفسِ الشیءِ و بِلِسانِ الأدباء الجعلُ المُتعدّی لِواحد.3
اوّلی که جعل بسیط باشد جعل شیء است و افاضۀ نفس شیء است؛ خود آن زید مفاض واقع میشود و به لسان اُدبا الجعلُ المتعدّی لواحد مثل «جعل اللهُ زَیدًا» خداوند زید را خلق کرد یا بگویید: «خَلَقَ اللهُ زَیدًا»، «کَوّن اللهُ زَیدًا» تمام اینها دارای معانی واحد هستند. خود ذات با اشاره و ارادۀ پروردگار خلق میشود حالاکه خلق شد این زید کاتب میشود، زاهد میشود، ماشی میشود. تمام اینها جعلهای تألیفی است، بنابراین ما یک جعل بسیط داشتیم ولی در هر آن یک جعل تألیفی داریم. یا اینطور و یااینکه به یک معنای دقیقتر بگوییم که در هر آن، ما یک جعل بسیط داریم؛ هم بسیط داریم و هم تألیفی داریم که آنها را دیگر بیان نمیکنیم.
- . منظومه، ج 2، ص 222.
- . منظومه، ج 2، ص 222.
- . همان.

