اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹

7
  • «و الوجوب و الامتناعُ مَناط الغنا»؛ وجوب و امتناع مناط غنا هستند یعنی چیزی که در یک شیء ممتنع است امکان ندارد جعل بشود؛ غنا دارد از تعلق جعل، همین‌طور چیزی که ضرورت دارد، این‌هم غنا دارد از تعلق جعل به او، بله کتابت برای زید ممکن است حالاکه ممکن شد مناط تعلق جعل به آن موجود می‌شود. انسان مناط احتیاج است دیگر تا شیئی ممکن نباشد محتاج نیست اگر ضرورت داشته باشد که بی‌نیاز است بی‌نیاز در دنیا فقط یکی است. لذا جعل همیشه به عوارض مفارقه برمی‌گردد.

  • و لذا قال الشَّیخ ما جَعلَ اللهُ المِشمِش مِشمشًا و لکن أوجَدَه.1

  • لذا شیخ فرموده که خدا مشمش را مشمش خلق نکرد بلکه مشمش ایجاد کرد نه‌اینکه مشمش را مشمش قرار داد بلکه مشمش خلق کرد.

  • و إلی هذا یُشیر قَولُنا فی عَرضی قد بَدا مُفارقًا لا غیر أی لا فی غیرِ العرضیِّ المفارقِ بِالجعلِ المُؤلَّفِ انطقًا ـ مؤکدٌ بِالنّونِ الخَفیفةِ ـ.2

  • در عرضی مفارق جعل پیدا می‌شود نه در غیر عرضی مفارق؛ در عرضی مفارق جعل به جعل مؤلّف می‌خورد پس جعل مؤلّف همیشه در عرضی مفارق هست اما جعل بسیط مربوط به خود ذات است؛ خود ذات جعل بسیط دارد. «جَعَلَ اللهُ زیدًا» خدا زید را درست کرد، این جعل بسیط است جعل مؤلّف همیشه به عرضی‌های مفارق می‌خورد مثل کتابت، قیام، قعود، أکل، شرب و مشی. «انطقا» مؤکّد به نون خفیفه است.

  • ثمَّ لِمَّا کان الممکنُ زوجًا ترکیبیًا لَه ماهیةٌ و وجودٌ و کان بینهما اتصافٌ تَشَتَّتوا فی مجعولیةِ الممکن جعلًا بسیطًا علی ثلاثةِ أقوالٍ کَما قُلنا فی کونِ ماهیةٍ أو وجودٍ أو صیرورةٍ ـ عبارةٌ أخریٰ لِلاتّصاف فَقد یُعبّرون بِهذا و قد یُعبّرون بِتلکَ ـ مجعولًا خبرُ کونْ أقوالًا مفعولُ رووا.3

  • از آنجایی که ممکن زوج ترکیبی است و یک ماهیتی دارد و وجود دارد و بین این دوتا اتصاف هست اینها اختلاف کردند که جعل به کجای ممکن می‌خورد؛ آیا به سرش می‌خورد یا انتهایش می‌خورد؟! چون ممکن یک ماهیتی دارد و یک وجود؛ زید یک وجود دارد و یک ماهیتی دارد شما گفتید ماهیتش انتزاعی است [پس به وجود می‌خورد] بالأخره بعضی‌ها گفتند: جعل به ماهیت می‌خورد، جعل می‌خورد به وجودش، جعل می‌خورد به اتصاف ماهیت به وجود و ماهیت موجوده. اینکه می‌گوییم ماهیت موجوده به این اتصاف ماهیت به وجود خورده یعنی خدا این اتصاف را خلق می‌کند والاّ نه وجود را خلق می‌کند و نه ماهیت را جداً من نمی‌دانم این حرف‌هایی که می‌زدند پای منقل بودند می‌زدند؟! من تعجب می‌کنم! این حرف‌ها از کجا درآمد؟! یعنی واقعاً بچه به این حرف‌ها می‌خندد! تَضحَکُ به الثَّکلیٰ! نه‌تنها در اینجا بلکه در مباحث فقهی هم همین‌طور، در فتوا؛ من‌باب‌مثال داریم که تحت الحنک در نماز مستحب است حالا یکی آمده در باب صلاة می‌گوید: «کراهت دارد؛ نماز بدون تحت الحنک کراهت دارد» درحالی‌که در روایت داریم:

    1. . منظومه، ج 2، ص 223.
    2. . منظومه، ج 2، ص 224.
    3. . منظومه، ج 2، ص 224.
/