جلسه ۷۹
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۷۹
9ثُمَّ یَستَلزمُ ذلک الجعلُ موجودیةَ الماهیةِ بِلا إفاضةٍ مِن الجاعلِ لا لِلوجودِ و لا لِلاتصافِ لِأنَّهما عقلیان مصداقُهما نفسُ الماهیة کَما لا یحتاجُ بعدَ صدورِ الذاتِ عن الجاعلِ کونُ الذاتِ ذاتًا إلی جعلِ علیٰ حِدَّة.1
این جعل موجودیت ماهیت را استلزام دارد و لازم گرفته موجودیت آن را، یعنی ما موجودیت را انتزاع میکنیم بدون افاضه از طرف جاعل، دیگر جاعل افاضه نکرده و وجود نداده، ماهیت را ماهیت قرار داده است.
«لا لِلوجودِ و لا لِلاتصافِ» افاضه به وجود و اتصاف نکرده است چون این دو عقلی و انتزاعی هستند. مصداق این دوتا نفس ماهیت است. «کَما لا یحتاجُ بعد صدور الذات عن الجاعلِ...» همانطور که دیگر احتیاجی نیست بعد از اینکه ذات از جاعل صادر شد به اینکه ذات ذات بشود، خود ذات، ذات است و نیاز به جعل دیگر ندارد یعنی خلق دیگر ندارد. این چیزهایی که درست میکنند این قالبهایی که در کارخانه درست میکنند به هر چیز یک قالب میزنند فرض کنید یک مایع را مثل مایع پلاستیک میآورند در این قالب میریزند اول آبکی است بعد یک جا میگذارند سفت میشود بعد میآورند روی دستگاه یک نقش به آن میزنند بعد میبرند یک جا به آن کاغذ میچسبانند بعد عروسکش میکنند. این دستگاههایی که پایین و بالا میآیند هرجا که میرسند یک کاری با آن میکنند. این دستگاه چشمش را درست میکند، این دستگاه گوشش را درست میکند تا در بیرون یک عروسکی میشود که از آن صدا هم خارج میشود. بعضی از عروسکها هستند وقتی فشارشان میدهید صدایشان درمیآید. اینطور نیست که در اینجا جعل خدا اول به ماهیت تعلق گرفته است و ماهیت را درست کرد بعد دوباره در کارخانه آورد و یک وجود درست کرد بعد آورد یک جای دیگر اتصاف درست کرد بلکه جعل یا به ماهیت تعلق میگیرد یا به وجود.
أقولُ أکثرُ شیوعِ هذا المذهبِ کان مِن زمانِ شیخِ الإشراق ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ2 و أتباعِهِ و کان القولُ بِتَقرُّرِ الماهیاتِ منفکةً عن الوجود کان فی عصرِهِ ـ قدس سره ـ شائعًا.3
- . منظومه، ج 2، ص 224 و 225.
- . منظومه، ج 2، ص 225.
- . همان.

