اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۰

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۰

12
  • پس ما یا جعل بسیط داریم یا جعل تألیفی داریم هر کدام از اینها یا ذاتی هستند یا بالعرض هستند. مثلاً در باب ماهیت، آیا جعل به ماهیت تعلق می‌گیرد یا نمی‌گیرد؟! می‌گیرد اما ذاتاً یا بالعرض؟! بالعرض. وقتی که جاعل بیاید وجود را در خارج محقق کند شما می‌گویید: ماهیت موجود شد یعنی وجود را داخل ماهیت می‌برید؛ ماهیت موجود هست. اینکه می‌گویید: ماهیت موجود است درحالی‌که ماهیت یک امر اعتباری است بنابراین این وجودی که الآن شما دارید بر ماهیت حمل می‌کنید وجودش وجود ذاتی است یا وجودش بالعرض است؟! بالعرض می‌شود چون جعل اوّلاًوبالذات به وجود تعلق می‌گیرد نه وجود ماهیت بلکه خود وجود فی‌حدّ نفسه، وقتی که به وجود تعلق گرفت ماهیت را تازه انتزاع می‌کنیم، ماهیت را اعتبار می‌کنیم پس جعل اوّلاًوبالذات به وجود تعلق گرفت، ثانیاً و بالعرض به ماهیت تعلق می‌گیرد و آن بالعرض می‌شود، اشکال ندارد. درست شد؟!

  • بنابراین هر کدام از این دوتا می‌شوند چهارتا، در این سه‌تا [ضرب می‌شود] دوازده تا می‌شود، بعضی از اینها درست است بعضی از اینها باطل است. خود ایشان هم می‌گویند.

  • «ثُمَّ شَرَعنا فی استیفاءِ أقسامِ الجَعل بِقولِنا...» جعل یا جعل ذاتی است یا عرضی است، از جعل مرکب و از جعل بسیط ـ این دوتا ـ چه چیزی درمی‌آید؟! بعد می‌گوید: دو دو تا چهارتا، این چهارتا در سه‌تا یعنی سه‌تای مذکوره از مجعولیت وجود، مجعولیت ماهیت و مجعولیت صیرورت اتصاف.

  • فَعَلَی القولِ المَرضی ما هو الصحیحُ مِن هذهِ الوجوهِ جَعلُ الوجودِ بِالذّات جعلًا بسیطًا و جَعلُهُ بِالعرضِ مرکبًا و جَعلُ الماهیةِ و الاتصافِ بِالعرضِ بَسیطًا و مرکبًا.1

  • قول مرضی از آنچه که از این دوازده‌تا وجوه صحیح است این است که جعل به وجود بخورد ذاتاً که جعل بسیط است مثلاً جعل به وجود زید خورده این جعل بسیط است و صحیح است.

  • «و جَعلُهُ بِالعرضِ مرکبًا» جعل به وجود خورده است منتها بالعرض به جعل مرکب پس ما در جعل مرکب جعل بالعرض هستیم و جعل بالذات نیستیم، جعل بالذات همیشه بسیط است چون همین‌طور که شما فرمودید همیشه جعل به امر بسیط می‌خورد یعنی ذاتاً به امر بسیط می‌خورد، بله بالعرض به قیام می‌خورد یعنی وقتی که زید ذاتاً تغییر پیدا کرد ما یک قیام را بالعرض موجود می‌کنیم نه‌اینکه جعل ذاتاً به قیام بخورد، قیام چه چیزی دارد که جعل به آن تعلق بگیرد؟! اینجا که نیست، بعضی‌ها می‌گویند: جاعل یک قیامی را درست بکند بعد آن قیام را به زید بچسباند، آیا این‌طور است؟! پس قیامی که درست شده بالعرض درست شده است یعنی به تصرف در این موضوع، قیام هم درست شد، اسم آن را قیام می‌گذاریم. پس در همۀ جعل‌های مرکب باید جعل بالعرض باشد نه بالذات.

    1. . منظومه، ج 2، ص 229.
/ 260