جلسه ۸۰
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۰
6پس ما در جعل مرکب اضافۀ بر آن جعل اول که خود آن پلاستیک است در خود آن یک چیز دیگر داریم و آن این است که در این پلاستیک یک تغییر قرار میدهد منتها وقتی که تغییر داد آنوقت میگوییم که جاعل در اینجا صفتی را بر موصوف بار کرد، جاعل در اینجا وضع و کیفی را بر موضوعی عارض کرده است این را جعل مرکب میگوییم. پس در واقع در آنجا هم یک عمل بیشتر انجام نگرفته است، در جعل تألیفی یک عمل است؛ همانطور که در جعل بسیط یک عمل است در جعل تألیفی هم یک عمل است نهاینکه یک چیزی باشد از یک جای دیگر بیاورد بلکه همان را برمیدارد تغییرش میدهد.
پس جعل در تألیفی، بالذات به یک وجود تعلق گرفته است منتها در جعل مرکب بالعرض میشود یعنی وقتی که آن وجود را تغییر داد بالعرض آن قیام را برای این موضوع بار کرده است نه دیگر بالذات، بالذات به خود اصلالوجود تعلق گرفته است، آن اصلالوجود آمده در آن تغییر داده در آن آمده دستکاری کرده است منتها از این دستکاری کردن بالعرض یک وصفی این وسط درست شد، یک قیامی درست شد، یک قعودی درست شد نهاینکه بالذات جاعل این قیام را جعل کرده است، قیام چیزی نیست که جعل بکند، عالَمی است، از جای دیگری برنداشته بیاورد، قعود را از جایی که برنداشته بیاورد که بگوییم: جعل تعلق گرفته بالذات، جعل تعلق گرفته به این موضوع، [با] دستکاری در این موضوع از آن یک قیامی انتزاع میشود.
بنابراین بالذات در جعل تألیفی هم، همچون جعل بسیط ذاتی است، در جعل تألیفی باز جعل تعلقش ذاتاً به همان نفس خود آن وجودی است که به خود آن ذات تعلق گرفته است منتها ما از این یک صفتی را بالعرض از اینجا درمیآوریم، حالاکه جعل تعلق به این موضوع گرفته، حالاکه فاعل آمده این موضوع را تغییر داده پس بالعرض قیام بهوجود آمد، بالعرض قعود بهوجود آمد درحالیکه صاحب قیام بالذات در آن دستکاری شده نهاینکه یک قیامی بردارید و بیاید. مثلاینکه فرض کنید وقتی که من دستم را آمدم حرکت دادم بالعرض حرکت بهوجود آمد اما هرچه هست خود دست من است، دست من است که در آن تغییر پیدا میکند، وقتی که آن دست من تغییر پیدا کرد، حرکت بالعرض از آن بهوجود میآید نهاینکه ذاتاً، والاّ ذاتاً غیر از آن متحرک ما حرکتی نداریم [اینطور نیست که] یک متحرکی در اینجا داشته باشیم، یک حرکتی هم در آنجا داشته باشیم جعل تعلق میگیرد به آن حرکت، حرکت را بهوجود بیاورد بعد آن حرکت را به او بچسباند، چنین چیزی نمیشود. جعل یعنی خلق، علّیت تعلق به متحرک میگیرد و با تصرف در او بالعرض حرکت بهوجود میآید، بالعرض قیام بهوجود میآید، بالعرض قعود بهوجود میآید.

