جلسه ۸۱
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۱
9حالا میرویم سراغ صادر اول؛ وقتی که ما گفتیم: پروردگار متعال وجود محض است چطور میشود ماهیت را افاضه بکند و صادر اول «ماهیةٌ موجودَة» بشود؟! افاضه کرده و ماهیت درست کرده. صادر اول که حدّی در آن نیست صادر اول که رسمی در آن نیست صادر اول که تعیّنی در آن نیست چطور ممکن است صادر اوّلی که هیچ حد و قیدی ندارد خودش اصلاً حدّ درست بکند؟
حالا سلّمنا در اینکه در صادر اول وجود افاضه شد، مگر نگفتیم که علت همان را افاضه میکند که در خودش هست؟! سنخیت بین علت و معلول مگر این را اقتضاء نمیکند؟! پس صادر اول چه چیزی را افاضه میکند؟! باید وجود را افاضه کند دیگر. چون از خدا وجود افاضه شد اینهم باید وجود را معلول کند. درحالیکه آمده ماهیت را معلول کرده است. اینهم دلیل دوم ایشان که خلف است.
دلیل سوم ایشان یک بحثی است در باب علت و معلول که إنشاءالله بعداً خود مرحوم حاجی بیان میکند؛ ایشان در آنجا میفرماید که اصلاً معلول وجود نازلۀ علت است و اصلاً بین علت و معلول هیچ فرقی نیست؛ فقط صرف ارتباط و اضافه است. یعنی معلول یک تشؤُّن علت است نهاینکه معلول اسم یک امر جدای از علت باشد. مثل این نیست که پدر آمده یک پسری درست کرده، پسر دنبال کار خودش رفت و پدر هم دنبال کار خودش رفت. اینطور نیست بلکه همان علت آمده خود را بهصورت معلول درآورده است. اگر از علت بپرسید تو کی هستی؟! میگوید: من این هستم. اگر از خدا بپرسیم که خدایا خودت را به ما نشان بده. میگوید: خودت را در آینه نگاه کن، من را میبینی! نهاینکه ما بخواهیم بالا برویم آسمان اول را رد کنیم، آسمان دوم را رد کنیم، سوم را رد کنیم و در کلّۀ آن مخروط خدا نشسته است و از آن بالا دارد احاطه میکند! آنهایی که خدا را امروزه قبول دارند، فقها و مراجع عظام اینگونه قبول دارند؛ میگویند: از آسمان اول بالا برو و بزن کنار دومی را هم کنار بزن، همینطور سومی، چهارمی و... برو بالا، آن بالای بالا خدا نشسته است! آنجا خداست! آنها این خدا را قبول دارند!

