اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۲

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۲

10
  • کُلّ ما فی الکون وَهْمٌ أوْ خیال *** أوْ عُکوسٌ فی مَرایا أوْ ظِلال 1
  • هرچه که در عالم است همه وهم و خیال است! خیال می‌کنی مستقل است ولی مستقل نیست اینها همه در عالم خیال جنبۀ استقلالی دارد. بنابراین معلول غیر از علت چیز اضافه‌ای ندارد اگر ما یک وجود بودیم اگر به علت وجود برسیم مجعولش هم جعل به وجود تعلق بگیرد پس علت همان معلول است بدون هیچ چیز اضافه، چون این علت وجود است معلولش هم وجود است. حالا اگر علت ماهیت بود معلول هم ماهیت می‌شود، ماهیت یک چیزی دارد؛ یک چیز اضافی دارد. درست شد؟! اختلاف پیدا می‌کند. با آن ماهیت اختلاف دارد، این ماهیت معلول با آن ماهیت علت اختلاف دارد.

  • پس ماهیت یک شیء است با یک امر اضافی بر آنچه که او دارد نه‌اینکه آن است. پس بین حدود این و آن کاملاً اختلاف هست این حدش یک حدّی است این هم حدّش یک حد دیگر است این علت برای خودش یک حدود و مشترکاتی دارد با یک چیز اضافی که فصل او را تشکیل می‌دهند و این‌هم از آن هم همین‌طور، اگر به ماهیت بگیریم به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم معلول را برای این علت واقع بشویم.

  • منها مثلُ انسلابِ کونِها أیْ کونُ الماهیةِ مرتبطةً بِالجاعلِ حیثُ تُلاحَظ مِن حیثُ هی معَ قطعِ النظرِ عن الوجودِ فَکیفَ عن الإیجادِ و الارتباطِ و الحال أن‌َّ ذات مجعول بِالذاتِ به أی بِالارتباطِ إلی الجاعلِ مشتَرِطةٌ بل یکونُ عینُ الارتباطِ الحقیقی.2

  • دلیل سوم مثل انسلاب این ماهیت مرتبط باشد ربطش که از آن به‌خاطر اینکه خودش مستقل بشود شما گفتید که معلول فقط ربط است برای‌اینکه ما برای این ماهیت یک استقلالی می‌بینیم... ماهیت شجر است و علتش مجرّد است؟! این چه ربطی به آن دارد؟! معلوم می‌شود که یک چیز مستقلی هست و آن هم مستقل است و نمی‌توانیم استقلال را ازبین ببریم.

  • «مِن حیثُ هی معَ قطعِ النظر...» پس اکر با قطع نظر از وجود ایجاد و ارتباط باشد چگونه است یعنی چگونه است که فقط صرف ایجاد و صرف ارتباط باشد اصلاً ً استقلالی نداشته باشد و این امکان ندارد. درحالی‌که ذات مجعول بالذات برسد ارتباط به ظاهر مشترک هستند. شرط، شرط ذات مجعول باشد به ارتباط به ظاهر یعنی این مجعول مشترکٌ به باشد و شرط بشود به ارتباط به ظاهر، یعنی فقط صرف ارتباط است نه‌اینکه خودش یک معنای مستقل است. «بل یکونُ عینُ الارتباطِ الحقیقی» بلکه عین ارتباط حقیقی است اصلاً عین ارتباط حقیقی است نه‌اینکه یک شیء مستقل است که از آن موجب جدا افتاده است. این دوخته شده و وصل به علت است و با علت فاصله بینشان افتاده است بلکه معلول عین همین علت است و فقط نسبت اینها یک نسبت ارتباط است والاّ در واقع معلول غیر از علت چیز دیگری نیست. حالا اگر ماهیت معلول باشد بنابراین باید برای ماهیت استقلال در نظر بگیریم چون در تمام اوقات اصلاً دوتا ماهیت بأیِّ‌نحوٍکان از هم جدا هستند. این یک شیء است به اضافۀ خصوصیتی که دارد آن هم یک شیء است با اضافۀ خصوصیتی که دارد و امکان ارتباط اصلاً در میان علت و معلول معنا ندارد.

    1.  دیوان اشعار جامی، فاتحة الشباب، غزل شماره ۵۶۴.
    2. . منظومه، ج 2، ص 233 و 234.
/ 260