جلسه ۸۲
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۲
11اینکه علت عین معلول است به این معنا که این علت که معلول شده یعنی نفس و ذاتی است که به یک صورت تنازل پیدا کرده است اما نهاینکه الآن آن صورت علت است؛ صورت علت نیست بلکه ذات است این نفس متنازع است و ذات این علت شده است. معلول که میگوییم: علت است نهاینکه معلول علت است [بلکه] در مرتبۀ خودش، در مرتبۀ فنای در علت، علت است. اما اگر شما معلول را در همان مرتبۀ خودش که همان مرتبۀ مخلوقیت است علت برای خودش بدانید لازم میآید که یک شیء در آنِ واحد هم علت و هم معلول خودش باشد. پس معلول، علت است از نقطهنظر فناء در علت. اگر شما جنبۀ هویت معلولیتش را بردارید علت میشود. تازه آن موقع دیگر علت نیست دیگر هیچ چیز نیست آن موقع نه علّیت و نه معلولیت است. آن علت هم که وقتی شما میگویید که معلول است اسم آن تنازل خودش را معلول میگذارید اما نهاینکه آن علت به این معلول محدود شده است و الآن به این معلول شما میگویید: علت.
پس باید اختلاف رتبه بر [تشکیک] و اتصاف حمل و لحاظ شود نهاینکه داخل همدیگر همه را مخلوط کنید و این مسئلهای است که من دیدم خیلیها به آن توجه ندارند و طور دیگری تصور کردند حتی مرحوم مطهّری در اینجا این مسئله را اینطور مطرح کردند که به نظر جای تأمّل میآید.1 حتی در مرحلۀ عاقلیت ذات به ذات هم باز ما دو چیز داریم، یک چیز نداریم. در هر تضایفی باید قیدیت در اینجا لحاظ بشود ولو قیدیت شأنیه [باشد]، نه قیدیت وجودیه و نه تقابل؛ هر شیئی که در قبال شیء دیگر قرار دارد، نهاینکه فرض کنید میگوییم که بله اگر نفس عاقلی، معقولی غیر خود را تصور کند در آنصورت تقابل هست. اگر نفس خودش را تصور کند در آنجا علم حضوری باشد در آنصورت که غیر را تصور کرده تقابل است، نهخیر در آنجا [علم حضوری هم] هم تقابل است. شما میگویید: «زیدٌ زیدٌ» چرا میگویید که حمل شیء علی الشیء و علی نفسه باطل است؟! بهخاطر اینکه یک شیء دو حیثیت نمیپذیرد؛ در آنِ واحد با شأنیت واحد. یک شیء تقابل نمیپذیرد درصورتیکه حیثیت واحد دارد. لذا شما یک شیء بر یک شیء دیگر را نمیتوانید حمل کنید. بله یک شیء را بهعنوان ابهام، بهعنوان تفصیل تصور میکنید بعد میگویید: «زیدٌ زیدٌ»، وقتی که «زیدٌ زیدٌ» میگویید، در اینجا چه لحاظی میکنید؟! در اینجا لحاظ شما این است که آن زیدی که من به تو گفتم خیال نکن دیگری است، در اینجا ذهن میآید یک اشتراکی بین آن زید و بین زید دیگر در وهلۀ اول به طرف القا میکند یااینکه تصور او را مجسّم میکند بعد برای رفع آن تصور زید محمول را میآورد.
- . مصدر در حال بررسی

