اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۲

توضیحات:

17. غرر في الجعل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۲

6
  • و هم‌چنین بنا بر مختار اگر قرار بود که جعل به ماهیت تعلق بگیرد لازم می‌آید که سنخیت بین معلول و علت ازبین برود و سنخیتی دیگر نیست.

  • پروردگار متعال وجود است یا ماهیت است؟ چطور معلولش ماهیت می‌شود؟ در اصل اینها دو مقولۀ جدا هستند؛ وجود یک چیز است و ماهیت حدود آن چیز است؛ آیا بین یک چیز و حدود آن سنخیت است؟! ربطی به همدیگر ندارند. پس چطور ممکن است که یک وجود از خودش حدود درست کند؟! وجود می‌تواند از خودش وجود درست کند نه حدود، بله وقتی یک وجود درست کرد خود حدود هم خواهی‌نخواهی درست می‌شود؛ اما نه‌اینکه وجود هیچ کار نمی‌کند فقط حد درست می‌کند خب آن حد به چه می‌خورد؟! بالأخره این حد باید به یک چیزی بخورد دیگر حالا این وجود فقط حد درست می‌کند مثلاً شجریت درست می‌کند ولی درخت درست نمی‌شود خب این درختی که تو می‌گویی که جنبۀ نباتی دارد بالأخره باید به یک چیزی تعلق بگیرد دیگر. حالا یا یک متری یا صد متری ولی اینکه شجریت در عالم درست بشود بدون اینکه درختی در عالم درست بشود، این امکان ندارد. این مثل این است که یک شیء بدون اینکه سنخیت با شیء دیگر داشته باشد آن را درست کند مثلاً آتش بیاید، سرما تولید کند! آتش گرما تولید می‌کند، آتش هیچ‌وقت سرما تولید نمی‌کند، بین سرما و آتش سنخیت نیست، متناقضین هستند و همدیگر را دفع می‌کنند متضاد هستند درست شد؟!

  • اگر شما قبول دارید که پروردگار متعال حدّی ندارد و وجود بسیط است، در بسیط که حدّی نیست چطور پروردگار متعال حد درست می‌کند؟!... وجود خارج نمی‌شود حد خارج می‌شود.

  • «کالفی‌ءِ لِلشّی‌ء» مثل سایه برای شیء می‌ماند که سایه لازمۀ حدود شیء است وقتی که الآن این پارچ در اینجا هست سایه‌ای که می‌افتد مطابق با حدود این پارچ است؛ سایه هم گرد است نه‌اینکه پارچ گرد باشد و سایه‌اش مستطیل باشد.

/