جلسه ۸۴
توضیحات:
الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث
جلسه ۸۴
10اینکه خیلی حرف بیهودهای است و نهتنها بیهوده است بلکه اصلاً واضحالبطلان است که چطور یک عارف ماهیتی را در عالم خارج معتقد نیست درحالیکه اثرات و خصوصیت اشیاء زاییدۀ ماهیت آنها به لحاظ وجود است.
پس اینکه میگویند: اصلاً هیچ وجود مستقلی در عالم نیست بلکه تمام اینها تعلق و ربط هستند، به چه برمیگردد؟ مسئله همان است که آقایان هم قاطی کردهاند! یکی گفته است که عارف همۀ اشیاء را سراب میبیند و دیگری به او تاخته است که پس ما این موجوداتی را که در خارج میبینیم چیست؟! آیا اینها کشک است و دوغ است؟! یکی بحث تشخّص وجود را پیش میکشد و تمام این ماهیات را نفی میکند. یکی میگوید که مقام تشکیک با مقام تشخّص دوتا است، آن هم یک نحو است. خلاصه تمام اینها بهخاطر این است که نتوانستند این معنا را ادراک کنند که آیا به نظر عارف آنچه در اعیان خارجی هست سراب است؟ در واقع همانطور که شما یک انیاب و اغوالی1 را در ذهن تصور میکنید بدون اینکه آن انیاب وجود خارجی داشته باشند آیا اینها هم در عالم خارج همینطور هستند؟! اگر اینطور هستند، چه میشود؟ اگر اینطور نیستند پس چطور هستند؟ این قضیّه با این روابط و تعلق چطور جور در میآید؟!
این را مقداری خدمتتان عرض کردم و بقیّه بماند برای بعد در الهیات بالمعنی الأخص.
إنْ هی إلاّ تَمویهاتٌ و تَماثیلٌ و بِأنفُسِها أعدامٌ و أباطیلٌ.2
اینها تمویهات و نمودها و تماثیلی هستند که خودشان فینفسه اعدام و اباطیلاند (و حقیقتشان همان وجود حق است).
اینها نمود هستند و بود نیستند ـ در اینجا خیلی دیگر ذوق عرفانی است ـ یک مثال هستند، عکسی هستند، اینطور نیست که ذوالعکس باشند و وجود خارجی داشته باشند.
فرق بین جهات و مواد
قد کانَ أی الوُجودُ مُطلقاً ذَا الجهاتِ أیْ صاحبُ الجهاتِ ـ و هو خبرُ کان ـ فی الأَذهانِ هذا إشارةٌ إلی أنَّها فی الخارجِ مَوادٌّ و فی الأذهانِ جهاتٌ وجوبٍ ـ بالجرِّ بدلٌ مِن الجهاتِ لا بالرَّفعِ لِیتوافَقَ الرَّویّان ـ و امْتناعٍ أو إمکانٍ کلمةُ أو للتنْویعِ.3
- . لغتنامه دهخدا: انیاب اغوال؛ نیش های غولان، برای وجود وهمی مثال آرند.
- . همان.
- . منظومه، ج 2، ص 243.

