جلسه ۸۴
توضیحات:
الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث
جلسه ۸۴
5علت دخول اعراض در هلیات بسیطه
پس خود تصور اعراض همچون وجود فینفسه دارند داخل در هلیات بسیطه هستند حالاکه داخل شدند پس ارتباط بین اینها و موضوع، مفاد هل مرکبه میشود.
معنای هلیات مرکبه
یعنی شما وقتی میخواهید عَرَضی را بر یک موضوع حمل کنید نسبتی بین این دو ایجاد میکنید، اسم نسبتشان هلیات مرکبه است و این نسبت فقط در ذهن است و در خارج نیست؛ یعنی اینطور نیست که شما در خارج زیدی ببینید و قیامی هم ببینید مثلاً زید اینجا ایستاده است قیام هم نزدیک دیوار ایستاده است بعد شما آن قیام را به زید بچسبانید! یا یک طناب به گردن زید بیندازید یک طناب هم به گردن قیام و این دو را به یکدیگر وصل کنید، اینطور نیست! وصل کردنها درصورتی است که یکی در اینجا باشد و یکی در کنارش باشد در اینصورت طنابی میاندازید و یا کاری میکنید تا اتّصالی برقرار کنید! ولی در اعراضی که قائم به ذاتاند طناب انداختن معنا ندارد، خود ذات فیحدّ نفسه وقتی که همانجا نشسته است این عرض را به خودش بار میکند، آنوقت ذهن بین آن عرض و آن ذات یک رابطه برقرار میکند و اسم آن رابطه را هلیت مرکبه میگذارد؛ اسم آن را کانَ ناقصه میگذارد؛ اسم آن را وجود رابط ـ نه رابطی ـ میگذارد. «و یقالُ له فی المَشهور الوجودُ الرّابطی» گرچه ایشان میگوید که مشهور به همان هم وجود رابطی میگویند ولی این غلط است یعنی أولیٰ این است ما به اعراض که وجود فینفسه دارند، وجود رابطی بگوییم؛ نسبت بین زید و قیام، اینکه زید قائم نبوده است و حالا قائم شده است، اینکه زید ماشی نبوده است و الآن ماشی شده است، این انتسابی که بین مشی و زید در ذهن میدهیم این انتساب هم خودش «نحوٌ مِن الوجود ذهنی» بوده است و اسمش را هلیت مرکبه میگذاریم.
ظرف تحقق وجود رابط
بنابراین اصلاً ظرف تحقق وجود رابط، ذهن است و اصلاً در خارج وجود رابط نداریم.

