اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث

جلسه ۸۴

توضیحات:

الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۴

7
  • «وهم لأنه محمولی» چون می‌گوییم که «القیام موجودٌ» یا «البیاض موجودٌ» یا «السواد موجودٌ» یا «الخط موجودٌ» و هر چیزی که وجود بتواند به‌تنهایی برای آن محمول واقع شود، وجود محمولی و فی‌نفسه می‌شود. در هلیات بسیطه واقع می‌شود که «البیاض موجودٌ» به خلاف کانَ ناقصه که رابط است. «بخلاف مفاد کان الناقصة أعنی الرابط فإنه دائما ربط بین الشیئین لا ینسلخ عن هذا الشأن»؛ مفاد کانَ ناقصه ربط بین شیئین است و از این شأن انسلاخ پیدا نمی‌کند.

  • و ما أَی وجودُ فی نفسِه إما لِنفسِه‌ کَوجودِ الجَواهرِ سَما ـ إمّا مؤَکَّد بِالنونِ‌ الخَفیفةِ أوْ ماضٍ بمعنَی عَلا ـ أو غیرُه‌ یَعنی أو وجودٌ فی نفسِهِ لِغَیره کَوجودِ العَرضِ حیثُ یُقالُ وجودُ العرضِ فی نفسِه عینٌ وجودِهِ لِغیرِه.1

  • اینکه وجود فی‌نفسه دارد:

  • ‌یا لنفسه است (روی پای خودش ایستاده است) مثل وجود جواهر کلمۀ «سما» یا مؤکّد به نون خفیفه است یا ماضی به معنای «علا» است (یعنی بالا می‌رود و وجود جواهر این حکم را پیدا می‌کند).

  • یا لغیره است، لغیره مثل وجود عرض که قائم به غیر است و اتکاء به غیر دارد یعنی وجود فی‌نفسه لغیره است مثل وجود عرض، وجود عرض در ذات خودش عین وجودش برای غیر است.

  • یعنی وجود فی‌نفسه که حالا شما تصور استقلالی از عرض می‌کنید همین عرض در عالم خارج باید در جایی تحقق پیدا کند و نمی‌تواند تنها تحقق پیدا کند.

  • وجود فی‌نفسه مثل وجود لغیره

  • پس وجود فی‌نفسه مثل وجود لغیره است، الآن شما می‌توانید عرض را تنها تصور کنید و برای آن تصور استقلالی داشته باشید مثل بیاض ولی آیا در عالم خارج هم بیاض به‌تنهایی و بدون معروض هست؟! خیر، پس در عالم خارج؛ وقتی که از ذهن بیرون می‌رویم این بیاض باید در غیره باشد باید در یک موضوع باشد، در معروضی باشد مثلاً روی کاغذ باشد یا روی فرش باشد یا روی گچ باشد ما بیاض لنفسه نداریم که روی پای خودش ایستاده باشد مثلاً این گچ برای خودش است بنده هم اینجا بیاض هستم، چنین چیزی نداریم. پس وجود فی‌نفسه او عین وجود لغیره او است یعنی در واقع هر دوتا با همدیگر یکی هستند.

    1. . منظومه، ج 2، ص 241.
/