جلسه ۸۵
توضیحات:
19ـ غرر في أنها اعتبارية
جلسه ۸۵
9و مِنها قَولُنا و التَّسلْسلُ. بیانُه أنَّه لَو کان هذِه الکیفیّاتُ مُتحقِّقةً فی الأعْیانِ لَکانتْ مُشارکةً لِغیرِها فی الوُجودِ و مُتَمَیِّزةً عَنها بالخُصوصیّاتِ فَوجُودُها غیرُ ماهیّاتِها فَاتِّصافُ ماهیّاتِها بِوجودِها لا یَخْلو عن أحَدِ هذِه و یتَسلسَل.1
احتیاج ماهیت به یک جعل برای اتصاف به وجود
و یکی از آن وجوه این است که در اینصورت تسلسل بهوجود میآید. توضیح: اگر یکی از این کیفیات: وجوب و امتناع در خارج وجود داشته است آنها با غیر در وجودشان شریک هستند مانند بقیّۀ موجودات، همانطور که با بقیّۀ موجودات مشارکات و مقارناتی دارند و متمایز از غیر خودشان هستند بهوسیلۀ خصوصیّاتی، پس وجودش با ماهیتش فرق دارد. بنابراین اگر ماهیت بخواهد به وجود متّصف شود دوباره از آن سه حالت خالی نیست و تسلسل پیش میآید.
یعنی احتیاج به یک جعل دارد، حالا آن جعل که به آن تعلق میگیرد یعنی انتساب به آن جاعل یا بالإمکان است یا بالواجب است یا بالامتناع است؛ یعنی وقتی که این ماهیت میخواهد موجود شود این اتصاف ماهیت به وجود، باید از ناحیۀ علتی باشد که اگر آن علت باشد پس این اتصاف، وجوب میشود و اگر علت نباشد این اتصاف ممتنع میشود و اگر خود آن را بدون اتصاف لحاظ کنیم ممکن میشود و هلّم جرّا.
ثمَّ أشَرنا إلی بطلانِ متمسّکاتِ القائلین بأنَّها أمور خارجیة بِقولِنا ما ـ نافیة ـ صحَّ أن لو لم تَکن الجهة سوی الامتناع.2
سپس اشاره کردیم به بطلان دلایل کسانی که گفتهاند: این مواد ثلاث خارجی هستند و به این گفتار خودمان ـ کلمۀ «ما» نافیه است ـ یعنی صحیح نیست اگر این جهات، غیر از جهت امتناع، امر وجودی و محصّله نباشند.
امتناع را امر عدمی گرفتهاند بنابراین آن را جزء اعیان خارجی نیاوردهاند چون معنا ندارد که کسی بگوید: «امتناع هم امر وجودی است»، دیگر خیلی نادان هستی که اگر بگویی: امتناع هم امر وجودی است، خودت به امتناع «عدم» میگویی آنوقت چطور میگویی: وجود؟!
- . منظومه، ج 2، ص 246.
- . همان.

