جلسه ۸۶
توضیحات:
20. غرر في بيان أقسام كل واحد من المواد الثلاث
جلسه ۸۶
13حالا اگر بین اینها علاقۀ لزومی بود، یکی نسبت به دیگری ممکن میشود پس این از وجوب میاُفتد. این را برای چه گفتهاند؟ این باید در بحث اجزاء باری [مطرح شود] که آیا وجود پروردگار دارای اجزاء هستند، در آنجا این بحث بهدرد میخورد. در آنجا این بحث مطرح است که آیا ذات پروردگار دارای اجزاء هست یا نیست؟ میگوییم که بله دارای اجزاء است، این اجزاء با هم چه نسبتی دارند؟ آیا این اجزاء واجب هستند؟ وجوب دارند؟ یا اینکه ممکناند؟ اگر اجزاء وجوب دارند یعنی هیچکدام به دیگری ربطی ندارند، واجب ازلی و از قدیم هستند، هر دو برای خودشان واجب هستند، چه چیزی این دو را به هم ربط دهد؟! صحبت در این است، اگر جاعلی میخواهد که اینها را به هم ربط دهد پس در خروج یکی بر دیگری و الصاق یکی بر دیگری نیاز به علت دارد، درحالیکه میگوییم: علت غیر از خود این اجزاء نیست. خود اینها هم هیچ اقتضا و استدعایی نسبت به دیگری ندارند مثل دو متضایفین که هیچگونه کاری با هم ندارند، هر کدام برای خود هستند، درست شد؟!
این از متضایفین هم بدتر است، چون متضایفین از نظر تحقق خود صفت به یکدیگر نیاز دارند ولی در اینجا اینطور نیست. در اینجا اصلاً این وجوب ذاتی است، هر دو ذاتاً از ازل بودهاند پس چه ربط و پیوندی بین این دو است که از مجموع اینها خدا تشکیل و درست شده است؟! هیچگونه ارتباطی! این اشکال که در اینجا بود، حالا اگر بگوییم که وجوب این دوتا واجب ذاتی نیست بلکه اینها ممکن هستند، اگر ممکن هستند نیاز به علت داریم آنوقت دیگر بحث راجع به علت است و آنوقت دیگر خدا از وجود مطلقش، ممکن میشود، اینجا بهدرد میخورد.
أللهم صل علی محمد و آل محمد

