جلسه ۸۶
توضیحات:
20. غرر في بيان أقسام كل واحد من المواد الثلاث
جلسه ۸۶
9در آنجا قضیّه برعکس بوده است! پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم باعث شده است که حضرت آدم علیه السّلام [بهوجود بیاید]. «لا عِلِّیَّةَ بَینَ المُتَضایِفَینِ» چون علّیتی بین متضایفین نیست.
فَالوُجوب بالقیاسِ یَجتَمِعُ مَع الوجوبِ الذّاتِی و الغیری و یَنْفَرِدُ عَنهُما أیضاً.1
وجوب بالقیاس با وجوب ذاتی (که باری تعالی است) و وجوب غیری (که معلول از علت میگیرد) جمع میشود، و از آنها متفرد است.
همانطوریکه در متضایفین [اینگونه] است؛ متضایفین وجوب ذاتی و وجوب غیری ندارند بلکه وجوب بالقیاس إلی الغیر دارند. گفتیم که احدهما وجوبش را از دیگری نمیآورد، یکی علت دیگری نیست، بله به مقایسه با هم وجوب دارند. مثلاً اگر بنّایی سقفی ساخت، تحت هم از نظر تحتیت به نوایی میرسد و وجوب پیدا میکند. پس گرچه بنّا یک کار انجام میدهد ولی در واقع دوتا کار انجام میدهد، هم به این وجوب میدهد هم به آن وجوب میدهد؛ به تحت بالقیاس بالسقف وجوب میدهد و به سقف بالقیاس إلی التحت وجوب میدهد یعنی این دو، علت برای دیگری نیستند. این مورد افتراق و آن مورد اجتماعشان بود.
حالا سراغ امتناع بالقیاس آمدیم، امتناع بالقیاس چه میگوید؟
و الامتناع بالقیاسِ إلی الغیرِ ضَرورةَ عدمِ وجودِ الشیءِ بِالنَّظرِ إلی الغیِر بِحَسَبِ الاستدعاءِ المطلقِ. 2
«امتناع بالقیاس إلی الغیر و عدم وجوب شیء ضرورت دارد وقتی که آن را با غیری میسنجیم برحسب استدعای مطلق»، میگوییم که اگر این غیر هست پس این نباید باشد، اگر آن غیر نیست پس این باید باشد، این امتناع بالقیاس إلی الغیر میشود. شما عدم معلول نسبت به وجود علت را درنظر بگیرید، این چیست؟ امتناع بالقیاس إلی الغیر است دیگر، یعنی اگر علت هست آن هم باید باشد. حالا اگر بگوییم که نبود، این امتناع بالقیاس إلی الغیر میشود. حالا وجوبِ عدمِ علت را نسبت به وجوب معلول درنظر بگیرید، این هم همینطور است، اگر معلول هست مگر میشود که علتش نباشد؟!
خدا که این خلائق را خلق کرد، درست و قبول داریم، ... میگویند که ما وحدت وجود را قبول داریم که خدا علت است ولی خلق میکند و پی کارش میرود! مردم، خلائق، زمین و آسمان را خلق میکند بعد هم ... لذا میگویند که علّیّت خدا را قبول داریم. اینها نمیفهمند که علت چیست، خیال میکنند که علت مثل پدر است، بچه را درست میکند، علت است دیگر! یا علت مثل نجار است، چند چوب را بردارد و سرهم کند و یک میز درست کند ...، اینکه علت نیست، همۀ اینها معدّات هستند. [بابای] بیچاره خیلی زحمت میکشد، ننۀ بدبخت چه زحماتی کشید، بعد آنوقت ...
- . منظومه، ج 2، ص 251.
- . منظومه، ج 2، ص 252.

