اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۸۷

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۷

10
  • در مورد ماضی و حال اگر هست، ضرورت وقوعی به خودش می‌گیرد، اگر نبوده است ضرورت عدمی به خودش می‌گیرد ولی در مورد استقبال هیچ‌کدام نیست، اصلاً نمی‌دانیم که وصفی هست یا نیست، وقتی نمی‌دانیم که وصفی هست یا نیست پس ما نمی‌توانیم بگوییم که این ضرورت عدم را به خودش گرفته است یا ضرورت وجود به خودش گرفته است، این امکان استقبالی می‌شود.

  • فیکون إنَّما ساقَها مِن حاقِّ الوَسطِ إلی أحدِ الطرفینِ ضَرورةٌ مّا و البَاقی علی الإمکانِ الصِّرفِ لا یَکونُ إلاّ مَا یُنسبُ إلی الاستقبالِ مِنَ المُمکناتِ التی لا یُعرَفُ حالهُا أ تکونُ مَوجودةً إذا حانَ وَقتَها أمْ لا تَکون.1

  • بنابراین این نسبت و ضرورتٌ‌مّا امور ممکنه را از حاقّ وسط به یکی از دو طرف (ضرورت وجود یا ضرورت عدم) نسبت می‌دهد، (طبعاً خالی از این دو نیست). باقی که استقبالی است این بر امکان صرف خودش است. (چون هنوز هیچ‌کدام از حاقّ وسط تبدیل پیدا نکرده‌اند.)

  • نیست مگر آنکه نسبت به استقبال داده می‌شود از ممکناتی که نمی‌دانیم چه خبر است، آیا هست یا نیست. آیا وقتی که وقت آن وصف می‌آید آن وصف موجود است نیست؟

  • اصلاً به خود وصف کاری نداریم به خود تحقق کار داریم، چه وصف باشد چه وجود آن ذات باشد یا نباشد.

  • و یَنبَغی‌ أن یَکونَ هذا المَمکنُ مُمکناً بِالمَعنَی الأخص مَع تَقَیُّدِه بِالاسْتقبالٍ لِأنَّ الأوَّلینَ رُبَّما یَقَعانِ علی ما تعیّن أحدُ طَرَفَیهِ لِضَرورةِ مَّا کَالکسوفِ فلا یَکونُ مُمکناً صرفاً انتهیٰ.2

  • سزاوار است که این ممکن را به معنای ممکن اخص با قید آن به استقبال بگیریم زیرا امکان خاص و امکان اخص (به عام بر‌نمی‌گردند) چه‌بسا به‌خاطر ضرورتٌ‌ما بر نسبتی واقع می‌شوند که بر نسبتی که یکی از دو طرفین آن نسبت متعیّن است، مثل کسوف [پس ممکنِ صِرف نمی‌باشد]، انتهای کلام ایشان.

  • چون بالأخره وصفی است که به ذات ممکن برمی‌گردد یعنی خود ذات ممکن فی‌حدّ نفسه نسبت به این وصف به‌نحو تساوی است. نه ضرورت به شرط محمول دارد و نه ضرورت به شرط وصفیه دارد و نه ضرورت به شرط وقت دارد و خودش هم ذاتاً علی‌السّویٰ است. بنابراین همان امکان اخص با یک قید عدم ضرورت محمول است، اگر شما این را ضمیمه کنید امکان استقبالی می‌شود چون بالأخره ما اصلاً نمی‌دانیم چه اتفاق افتاده است و در آینده چه اتفاق خواهد افتاد، انسان از آن مسئله هیچ اطلاعی ندارد.

    1. . همان.
    2. . منظومه، ج 2، ص 258.
/ 260