جلسه ۸۷
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۷
12«إشارةٌ أنَّ عَدَمَ تعیّن الوجودِ و العدَمِ فی الاسْتِقبالِ؛ اشاره به عدم تعیّن وجود و عدم در استقبال است»، «و بَقاءِ الممکنِ علی صرافةِ الإمکانِ إنَّما هو بِحَسَبِ عِلمِنا لا بِحَسَبِ نَفسُ الأمر؛ ممکن به همان صرافت خودش برحسب علم ما باقی است یعنی ما نمیدانیم ولی نفسالأمر که مشخص و متعیّن است.»
و لهذا قال فی مَبحثِ التَّناقضِ مِن شَرحِ الإشاراتِ الصِدقُ و الکِذبُ قد یَتَعَیَّنان کما فی مادَتِیَ الوجوبِ و الاِمتناعِ و قد لا یَتَعَیَّنان کَما فی مادَةِ.1
ایشان در مبحث تناقض در شرح اشارات فرمود که گاهی اوقات صدق و کذب متعیّن هستند (مثل ماهی و آب) همانگونه که در مادۀ وجوب و امتناع صادق هستند و گاهی اوقات متعیّن نیستند (همانطور که در مادۀ امکان اینگونه هستند که متعیّن نیستند.
وقتی بگوییم: «این ممکن است» معلوم نیست که آیا وجود برای او صادق است یا کاذب است، در صورتی صادق است که علت وجود داشته باشد و کاذب است درصورتیکه علت وجود نداشته باشد.
منبابمثال وقتی میگوییم که «زیدٌ ممکنُ الوجود»، «زیدٌ عالمٌ بالإمکان» اگر واقعاً عالم باشد علمی که بر زید حمل میکنیم بهجهت ضرورتی است که الآن علم برای او دارد، این قضیّه صادق است اما اگر عالم نباشد و جاهل باشد و ما اشتباه کرده باشیم چون الآن علم برای زید ضرورت ندارد پس این قضیّه کاذبه میشود، پس همیشه صدق و کذب در قضیۀ وجوب و امتناع میآید یعنی در جایی میآید که مسئله مشخص شده باشد؛ یا ماضی باشد یا حال باشد.
الإمکان و لا سیَّما الاستقبالی فإنَّ الواقعَ فی الماضیِ و الحالِ قد یَتَعَیَّنُ طرفُ وُقوعِه وجوداً کان أو عَدَماً.
و یُکونُ الصَّادقُ و الکاذبُ بِحَسَبِ المُطابَقةِ و عَدَمِها متعینین و إن کانا بِالقیاسِ إلینا لِجَهلِنا بِالأمرِ غیرَ مُتَعَیّنین.2
[مخصوصاً در امکان استقبالی، همانا واقع در ماضی و حال گاهی] طرف وقوعش [متعیّن میشود] میخواهد وجود باشد یا عدم باشد در هرحال تردد متعیّن است، عدم یا وجود بر آن واقع شده است.
- . منظومه، ج 2، ص 258.
- . منظومه، ج 2، ص 258.

