اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۸۹

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۹

5
  • یکی از مطالبی که راجع به امکان وجود دارد و بین متکلمین هم بحث شده است و گاه‌گاهی اصولیون هم از آن صحبت کرده‌اند این است که آیا ممکن همان‌طوری‌که در حدوثش نیاز به علت دارد، در بقائش هم نیاز به علت دارد یا ندارد؟ من این مطلب را بگویم که حتی بسیاری از آقایانی که جزء علماء و امثالهم هستند اصلاً به‌طورکلی این قضیّه را متوجه نشده‌اند و مِن حَیثُ لا یَشعُر در دامن متکلمین غلتیده‌اند! اینها می‌گویند: ما قبول می‌کنیم که ممکن و مخلوقات در ابتدای خلقت نیاز به مؤثر و جاعل داشتند، نیاز به علت داشتند اما اینکه آیا در بقاء هم نیاز به علت داشته باشند چنین مسئله‌ای نیست، این مسئله ریشه و منشأ برای مسئلۀ جبر و اختیار و تفویض است و این مسئله در آنجا خیلی مهم است و به‌درد می‌خورد.

  • کسی شک ندارد که هر مخلوقی در ابتدای خلقش نیاز به علت دارد بعد صحبت در این پیدا می‌شود که آیا آن عوارض و لوازم و صوادر آن مخلوق هم همچون حدوث ذوالفعل و ذوالإراده و ذوالإختیار نیاز به علت دارد یا ندارد؟ یعنی همان‌طوری‌که خود انسان ابتدائاً نیاز به علت و جاعل دارد، آیا افعالی که از انسان سر می‌زند هم مستند به علت است یا اینکه وقتی خدا انسان را خلق کرد، دیگر همۀ اختیارات را به او سپرد و کنار رفت؟ گفت که دیگر خودت می‌دانی؛ این گوی و این میدان؟! ببینم چه‌کار می‌کنی! کدام‌یک از این دو است؟

  • ممکن است این مطلب در آنجا خیلی زیربنایی باشد و هیچ مفرّی برای مفوّضه و مجبره نمی‌تواند در آنجا وجود داشته باشد و اصل علّیت را در همۀ عوالمِ حدوث ذات و حدوث افعال و حدوث صفات اثبات می‌کند و مسئله از اینجا نشئت می‌گیرد که به‌طورکلی اگر ما واقعاً معنای علّیت را بدانیم که امکان عبارت است از فقر ـ نه فقیر ـ یعنی احتیاج محض و اصلاً معنا ندارد که ماهیتی بدون جاعل وجود داشته باشد و جاعل با جعل خودش هم وجود را جعل می‌کند و هم ماهیت را به تَبَع وجود جعل می‌کند اگر این معنا روشن شود که اصلاً ماهیتی غیر از جعل جاعل نیست بنابراین آن‌وقت دیگر در این‌صورت ملاک برای جعل در بقاء هم محفوظ می‌ماند. همان‌طور که در ابتدای حدوث ملاک برای جعل فقط احتیاج بود ـ آن ملاک بود دیگر ـ اگر ما مستغنی بالذات بودیم به جاعل نیاز داشتیم؟ نداشتیم، وجود باری استغنای ذاتی دارد و نیازی به جاعل ندارد ولی ما چون امکان، افتقار و احتیاج داریم آن افتقار و احتیاج، ملاک برای تعلق جعل است. آیا ما به‌واسطۀ وجود و تعلق جعل از آن افتقار و امثال‌ذلک خارج شده‌ایم یا نه؟! خارج نشده‌ایم چون خود ذات و ماهیت ما ذاتاً نیاز است و چون وجود غیری داریم پس همیشه آن غیر باید باشد.

/