جلسه ۹۰
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۰
10بنابراین همانطور که قبلاً گفتیم: امکان ذاتی همراه با وجود هم هست، اینطور نیست که وقتی شیئی وجوب بالغیر پیدا میکند امکان ذاتی خودش را از دست بدهد.
در بحث دوام معلول و نیازش به علت گفتیم که همیشه امکان ذاتی را با خودش یدک میکشد ولو اینکه این شیء حادث شده است ولی ممکنالوجود است، ملاک دوام معلول، احتیاج و نیازی است که درون ذات خودش هست لذا دست نیاز و احتیاج بهسوی علت دراز میکند که وجود من را استمرار بده. اگر بینیاز از علت بود دیگر در استمرار نیاز به علت نداشت پس اینکه در استمرار نیاز به علت دارد معلوم میشود که هنوز امکان ذاتی را درون خودش از دست نداده است و هیچگاه از دست نخواهد داد. بنابراین:
و الضرورةُ مناطُ الغناء عن السَّببِ. فالحدوثُ مِن حیثُ هو حدوثٌ مانعٌ عن الحاجةِ. فما لم یُعتبر حالُ الماهیةِ فی ذاتِها أعنَی إمکانَها الذَّاتی لم یُرتَفِع الوجوب و لم تَحصل الحاجة إلی السَّببِ.1
«ضرورت همیشه مناط غناء از سبب است»؛ چه ضرورت به شرط عدم و چه ضرورت به شرط وجود باشد. «حدوث بهتنهایی ـ چون حدوث یعنی ضرورت وجودِ بعد از ضرورت عدم ـ مانع از حاجت است» چون در وقتی که نبود نیاز به علت نبود، حالا هم که هست دوباره نیاز به علت ندارد چون هست پس این عدم احتیاج مانع از احتیاج به علت است، «پس مادامی که حال ماهیت در ذاتش معتبر نشود که امکان ذاتی باشد وجوب ذاتی ازبین نمیرود و وقتی وجوب ذاتی ازبین نرفت حاجت به سبب هم حاصل نمیشود.»
پس ما باید کاری کنیم که وجوب ذاتی را از ممکن برداریم، تا وقتی که این ممکن وجود داشته باشد ـ حالا وجوب ذاتی هم نباشد ـ احتیاج به علت ندارد. اگر فرض کنید که ممکن امکان ذاتی نداشت، وقتی که امکان ذاتی ندارد در مرحلۀ ظاهر وجوب دارد حالا یا وجوبِ عدم یا وجوبِ وجود، پس نیازش به علت کجا است؟!
- . منظومه، ج 2، ص 266.

