جلسه ۹۰
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۰
8ثمَّ إنَّ علی المَطلوبِ شَواهدٌ مِنها ضَرورةُ القَضیةِ الفِعلیةِ أیْ ما کان مَحمولُه واقعاً فی أحدِ الأزمنة.1
بر مطلوب شواهدی هست، (که چرا امکان را ملاک میدانیم و چرا قائل به امکان فقری شدهایم) یکی ضرورت قضیۀ فعلیه است یعنی آن قضیهای که محمول است و در یکی از زمانها واقع شده است.
بیانه أنَّ الشَّیءَ حالَ اعتبارِ وُجودِه ضَروریُ الوُجودِ و حالَ اعتبارِ عَدَمِه ضروریُ العدم. 2
درحالیکه وجود شیء را اعتبار کنیم ضروریالوجود است مثل زیدی که الآن وجود دارد؛ ما الآن زید موجود را درنظر میگیریم آیا وجود برای زیدی که الآن موجود هست ضروری است یا بالإمکان است؟! ضروری است. وجود برای این لیوانی که الآن در دست من هست ضرورت دارد چون میگوییم: «لیوانی که هست» یک وقت از لیوان کلی صحبت میکنیم که آیا وجود برای لیوان ضرورت دارد؟ میگوییم که نه، وجود برای لیوان ضرورت ندارد، ممکن است لیوانی موجود نباشد و بعد از یک ساعت کارخانه لیوان را درست کند پس وقتی که خود ذات لیوان را درنظر میگیریم میبینیم وجود برای آن ضرورت ندارد, عدم هم برای آن ضرورت ندارد ولی یک وقت لیوان موجود را درنظر میگیریم مثل این لیوانی که در دست من هست، آیا وجود بر آن بار شده است یا نشده است؟! آیا میتوانیم بگوییم که ممکن است که بار شود یا نشود؟! خیر، چون الآن هست. وقتی که زید الآن به این اطاق آمد دیگر نمیتوانیم بگوییم که آمدن زید به این اطاق ممکن است! چون آمده و نشسته است و او را تماشا میکنیم. بنابراین اینکه الآن وجود بر آن بار شده است ضرورت به شرط محمول دارد، ما ضرورت محمول را وجود میدهیم، ضرورت به شرط وجود یعنی ما موضوع به شرط وجود را درنظر میگیریم، موضوع به شرط وجود، ضرورت میشود، این برای الآن است، برای سابق هم همینطور است. «و حال اعتبارَ عدمِه ضروریُ العدم»؛ وقتی که ما عدم این شیء را درنظر میگیریم، ضروریالعدم میشود؛ عدم برای آن ضرورت دارد چون منبابمثال وقتی که هنوز زید به دنیا نیامده، معدوم است.
- . منظومه، ج 2، ص 266.
- . همان.

