جلسه ۹۰
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۰
9و هذا ضرورةُ بِشرطِ المَحمولِ و فی زَمانِه و الحدوثُ عبارةٌ عن تَرتُّبِ هاتَینِ الحالتَین.1
و این ضرورت به شرط محمول و در زمان محمول است. حدوث چیست؟ اینکه این دو حالت یکی پس از دیگری بیاید (ضروریالعدم برود و ضروریالوجود بیاید).
فلو نَظَرنا إلی الماهیة مِن حیثُ لها هذه الحَالةِ فَقَط کانَتْ ضَروریةً.2
«اگر ما به ماهیت نظر کنیم از حیثی که برای او این حالت است» یعنی یا حال وجود بر آن صادق است یا عدم صادق است، «دیگر ضروری میشود» چون اگر ما ماهیت را به شرط وجود یا عدم لحاظ کنیم یعنی بگوییم: «زید معدوم»؛ زیدی که الآن نیست آیا عدم برای او ضرورت دارد یا وجود برای آن ضرورت دارد؟ چون ما میگوییم زیدی که نیست، زیدِ تنها را نمیگوییم که آیا وجود برای او ضرورت دارد یا عدم برای او ضرورت دارد وقتی منظور زیدِ تنها باشد یعنی خود ذات زید، آنوقت میگوییم که نه وجود برای او ضرورت دارد و نه عدم؛ یعنی میشود که پیدا شود یا نشود اما در اینجا میگوییم: «زیدی که نیست». وقتی آن زید تنها را درنظر میگیریم حتی در زید موجود درنظر میگیریم یعنی قضیّه به قضایای وجودیه سرایت پیدا میکند مثلاً میگوییم که آیا وجود برای شیخ یوسف ضرورت دارد یا ندارد؟ میگوییم که ضرورت ندارد بهخاطر اینکه ممکن است که نباشد.
الآن ما در قضایای وجودیه خود ذات شیء را درنظر میگیریم، میبینیم که نه وجود برای آن ضرورت دارد و نه عدم برای آن ضرورت دارد؛ همۀ ممکنات مثلاً آیا درخت ضروریالوجود است؟ نه، البتّه درخت را صرف نظر از وجودی که الآن دارد درنظر میگیریم. آیا وجود برای خود این درخت در ذات خودش ضرورت دارد؟! میگوییم که نه! بله، فعلاً وجود به اتصاف به غیر برای آن ضرورت وجود دارد اما اگر اتصاف آن غیر ازبین رفت منبابمثال درخت سوخت و خاکستر شد، آیا آنوقت هم وجود برای آن ضرورت دارد؟! یعنی الآن که شما ذات را درنظر میگیرید، آن را جدای از وجود فعلی و عدم پیشین و عدم بعدی درنظر میگیرید؟! خود ذات را درنظر میگیرید بعد هم میگویید که این ممکنالوجود است ولو اینکه ممکن است الآن ضروریالوجود باشد یا الآن ضروریالعدم باشد.
- . منظومه، ج 2، ص 266.
- . همان.

