جلسه ۹۱
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۱
9و مِنها لوازمُ الأوَّلِ تَعالَی و المَهیة.1
[از جملۀ آنها] لوازم خداوند متعال است و دلیل دیگر ما ماهیت است.
بَیانُه أنَّ لِلواجبِ تَعالی عندَ کُلِّ فرقةٍ مِن الفِرَقِ المُتصدّین لِمَعرفةِ الحقائقِ لوازمَ. فَعندَ الحُکماءِ الصفاتُ الإضافیةُ بل عندَ الإشراقیین منهم الأنوارُ القاهِرةُ و عندَ المَشّائین منهم الصُوَرُ المُرتَسمِةُ و عند الأشاعرةِ الصِّفاتُ الحقیقیّةُ الزائدةُ و عندَ المعتزلةِ الأحوالُ و عندَ الصوفیةِ الأعیانُ الثّابتةُ.
و لَیست هذه اللوازم واجبة الوجود لِدلائلِ التَوحیدِ فَهی مُمکنةُ الثُّبوتِ بِذاتِها واجبَةُ الثبوتِ نظراً إلی ذاتِ الأوَّلِ تَعالی. فَثَبَتَ أنَّ التَّأثیرَ غیرُ مشروطٍ بِسَبقِ العدمِ.
فَلَئِن قالوا الکَلامُ فی الأفعالِ و هذه لَیست بِأفعالٍ. 2
بیان مطلب این است که برای واجب تعالیٰ لوازمی هست در نزد هر فرقهای از فرقهها که متصدی معرفت حقایق هستند؛ حکما میگویند: آن لوازم صفات اضافی است مثل حیات، رازق، قدرت، علم و امثالذلک. اشراقیون میگویند که انوار قاهره است، مشائین از آنها میگویند: صور مرتسمۀ عالم اعیان و اشاعره میگویند: صفات حقیقیۀ زائده مثل قادریت و قاهریت و ...، معتزله قائل به احوال هستند که همان است و فرقی نمیکند، صوفیه قائل به اعیان ثابته هستند که در علم حضوری قدیم ازلی هستند.
اینها واجبالوجود نیستند بهخاطر دلایل توحیدی (که گذشت و بعداً هم خواهد آمد.) آنها ممکنالثبوت به ذاتشان هستند و واجبالثبوت هستند نسبت به ذات تعالی (نسبت به آنها واجب بالغیر هستند و نسبت به خودشان ممکنالثبوت هستند.) پس ثابت شد که تأثیر، مشروط به سبق عدم نیست که چیزی قبلاً نباشد (نه، آنها درعینحال که متأثّر از ذات اول هستند، هیچوقت مسبوق به عدم هم نیستند.)
اگر آنها بگویند که بحث ما در افعال باریتعالیٰ است، اینطور نیست که در صفات باشد، فعل که مسبوق به عدم است.
آن چیزهایی که شما گفتید فعل نیستند و صفات هستند ولی در افعالی که از آن حدوث برمیآید و استفاده میشود مثل خرق و وصل و التیام و فصل و وصل، تصرفاتی که در عالم اعیان هست، ما در اینها بحث میکنیم.
- . منظومه، ج ۲، ص ۲66.
- . منظومه، ج ۲، ص 266 و ۲67.

