جلسه ۹۲
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۲
16و أمّا بِهذا النَّظرِ فَلا عَدمَ لِتَحَقُّقِ نَقیضِه. و العدمُ السَّابقُ أو اللاحق لَیسَ عَدَماً له فی الحَقیقةّ لأَنَّ عدمَ الشَّیءِ رَفعُه و رَفعُه نَقیضُه و اتِّحادَ الزَّمانِ شَرطٌ فی التَّناقُضِ. فَکأنَّه قیلَ العدمُ السابقُ لَیسَ عَدَماً له لِأنَّه لَیسَ نَقیضاً له لِأنَّ بَدلَه نَقیضُه و نَقیضُ الواحدِ واحدٌ. 1
اما اگر زید را در حالی نظر گرفتیم که وجود به آن خورده است، «دیگر عدمی در اینجا نیست چون نقیض این عدم محقق شده» که همان وجود است؛ آن عدمی که قبل از زید بود یا عدمی که بعداً پیدا شود در حقیقت عدم او نیستند بلکه برای خودشان حساب جداگانه دارند «چون عدم یک شیء رفع خود آن شیء است و رفع آن شیء نقیض آن شیء است و اتّحاد زمان در تناقض شرط هست» بنابراین آن عدمی نقیض زید است که در ظرف وجود زید آن را لحاظ کنیم و با وجود خود آن زید دیگر عدم نیست، اگر آن عدم باشد زید نیست. «عدم سابق که برای او عدم نمیشود چون نقیض او نیست چون بدل آن شیء نقیض آن شیء است، نه آن عدم سابق و نقیض واحد یکی است»، نقیض واحد که نمیتواند ده تا باشد، نقیض واحد آن عدم سابق و عدم لاحق. نقیض واحد یک چیز است و آن عدم بدلی است درحالیکه با وجود شیء، عدم بدلی هم کنار میرود بنابراین هیچ عدم به هیچ نحوی نمیتواند علت برای نیاز به علت باشد.
ببینید یک وقت ماهیت را وجود خارج لحاظ میکنیم یعنی به ماهیت وجود میدهیم این پیدا میشود ولی یک وقت ماهیت را امر اعتباری میگیریم؛ وقتی امر اعتبار گرفتیم دیگر امکان از حاقّ ذاتش بهلحاظ وجود انتزاع میشود پس اصلاً انتزاع امکان از این ماهیت را نیاز نداریم که یک وجود خارجی تصور کنیم یا نکنیم، بله ذهن در ظرف و وعاء خودش خواهینخواهی یک وجودی تصور میکند، بهخاطر اینکه هیچوقت از ماهیت نمیتوان امکان را جدا کرد بلکه همیشه در انتزاع امکان از ماهیت بالأخره باید این ماهیت را متّصف به یک چیز بکنیم، حالا یا وجود یا همانطوریکه عرض کردهام مثلاً زید متّصف به آمدن شود؛ یک آمدنی را فرض میکنید؛ آمدن، خوردن، خوابیدن، نوشتن، درس خواندن، این ماهیت را به آن وصف حمل میکنید بعد از آن امکان انتزاع میکنید. ما کاری به وجود خارج نداریم، اگر بخواهیم کار داشته باشیم یا امتناع بار میشود یا ضرورت به شرط محمول.
- . منظومه، ج 2، ص 270.

