جلسه ۹۳
توضیحات:
22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري
جلسه ۹۳
14پس همانطور که اگر شیء از اول وجود پیدا کند محال بود اگر هم در مرحلۀ اولویّت بود محال است چون اگر من دستم را تا نزدیک این کتاب بیاورم ولی کتاب را بلند نکنم اما همینکه دست من نزدیک میرود این کتاب بالا برود بنابراین اگر این اشکال ندارد، [وقتی] من از اول اراده نکردهام هم باید این کتاب بالا برود، درحالیکه نمیشود چون هر چیزی اراده میخواهد، یعنی باید دست کار انجام دهد تا این کتاب بالا برود.
فَما لم یَسُدَّ الفاعلُ جَمیعَ أنحاءِ عدمِ المعلولِ لم یُوجَد و لِمَ یَنقطع السُّؤال بِأنَّه لم وَقَعَ هذا دونَ ذاکَ هذا هو الوجوبُ السَّابقُ الجائیُ مِن العِلةِ فی المُمکنِ.1
تعریف وجود سابق و لاحق
«اگر فاعل جمیع انحاء عدم معلول را سد نکند معلول وجود پیدا نمیکند و از شما سؤال قطع نمیشود که چرا این واقع شد و آن واقع نشد». «چرا این واقع شد» در جایی ـ سؤال ـ قطع میشود که علتش باشد ولی وقتی علت نباشد این سؤال میشود که چرا این انجام شد و آن انجام نشد. «این وجوبی است که از ناحیۀ علت میآید، این وجوب سابقِ بر وجود است که از ناحیۀ علت میآید و ماهیت را موجود میکند» به این وجوب سابق میگویند.
ثُمَّ هنا وجوبٌ آخرٌ یُقالُ لَه وُجوبُ لاحق. و هو أیضًا مُبرهنٌ علیه و مُبیَّنٌ.
یلحق الممکن بعدَ حصولِ الوجودِ أو العدم بالفعلِ. و هو الذی یُقال لَه الضَّرورة بِشرطِ المَحمولِ. و لا یَخلو عنه قَضیةٌ فعلیةٌ.2
یک وجوب هم داریم که وجوب لاحق است و بر آن هم برهان آورده شده و واضح و مبیّن است که به ممکن ملحق میشود بعد از حصول وجود بالفعل یا عدم بالفعل آن وجوبی است بعد از اینکه یک شیء وجود پیدا کرد. ما به آن وجوب به شرط محمول میگوییم و هیچ قضیهای خالی از ضرورت به شرط محمول نیست.
ممکن بعد حصول وجود، موجود شد یا اینکه زید بالفعل معدوم هست ضرورت وجود یا ضرورت عدم میآید، این را به شرط محمول میگویند.
- . منظومه، ج 2، ص 275.
- . منظومه، ج 2، ص 275.

