اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

23. غرر في إمكان الاستعدادي

جلسه ۹۴

توضیحات:

23. غرر في إمكان الاستعدادي

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۴

4
  • هر امری که جهت مادی به آن تعلق بگیرد امکان استعدادی در آن هست چون حدوث عبارت از تعلق یک امر مادی بر امر دیگر است.

  • وجود امکان استعدادی در مجردات و نفوس ناطقه

  • اما اگر بگوییم که تکامل را در مجردات هم قبول داریم و می‌دانیم که خود مجردات هم قابل سعه هستند و این‌طور نیست که آنها بر یک محدوده و حدّی ثابت و پایدار باشند، اگر قائل به این مطلب شویم دیگر می‌توانیم امکان استعدادی را در صور مجرده هم قائل شویم و در این‌صورت دیگر به ماده اختصاص ندارد، همان‌طور که نفس ماهوی انسان دائماً در حال تغییر و تجرد است و دائماً بر لطافت او افزوده می‌شود و دائماً به آن وجود مطلق نزدیک‌تر می‌شود و رسیدگی به آن وجود مطلق عبارت است از انبساط و سعه و صورت‌پذیری به علم و نور و لباس کثیف و نازلۀ عالم طبع را خلع کردن و به زیور و حلیۀ تجرد آراسته شدن. اگر ما به این مسئله قائل شویم ـ که هستیم ـ بنابراین حتی می‌توانیم امکان استعدادی را هم در نفوس ناطقه و هم در مجردات بیاوریم و فقط اختصاص به مادیات و صور مادیه و هیولا ندارد، این یک مطلب در اینجا بود.

  • امکان افزایش علم ملائکه

  • لذا جبرئیل، جبرئیل است؛ دائماً به علم جبرئیل اضافه می‌شود، مگر شما راجع به پیغمبر نمی‌گویید که «اللَهمّ صلّ علیٰ محمدٍ و آلِ محمدٍ و ارفَع دَرَجتَه»1 این «ارفَع دَرَجتَه» یعنی دائماً این صلاتی که ما می‌فرستیم باعث ترقّی و انبساط نفس پیغمبر است و نفس پیغمبر مجرّد است و چون وجود حد ندارد و ذات پروردگار حد ندارد؛ تمام این صور، عقل فعال، صور ملائکه و تمام این نفوس ناطقه و مجرده در حال تکامل هستند و به علم آنها اضافه می‌شود، همین جبرئیل هرچه بگذرد به علمش اضافه می‌شود، به علم اضافه شدن یعنی این. مگر ملائکه در آن آیۀ قرآن نمی‌گویند که ﴿قَالُوٓاْ أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾2 ملائکه علم نداشتند و هنوز تقدیر علم در وجود آنها به‌واسطۀ نزول نفس ناطقۀ انسانی در این عالم نشده بود، وقتی که خدا حضرت آدم را خلق کرد آنها پی‌بردند به اینکه در این آدم چه هست و آن‌وقت ملائکه به آدم سجده کردند، این به‌خاطر تکامل آنها است، اینها هم دائماً در حال تکامل هستند. هر چیزی که باعث زیادی در شیء دیگر شود، استعداد برای زیاده شدن دارد والاّ از اول استعداد نداشت و این مسئلۀ ﴿بَلۡ عِبَادٞ مُّكۡرَمُونَ * لَا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ﴾3 مربوط به شاکلۀ عقلانی آنها است، این‌طور نیست که قابل ترقّی و تکامل نیستند، آنها قابل تکامل هستند و مانند بقیّه دائماً به علم و کمالات آنها افزوده می‌شود، در مورد ائمه علیهم السّلام داریم که هر شب جمعه به علم آنها افزوده و افاضه می‌شود4 و این‌طور نیست که شخصی به این مقام برسد دیگر در تکامل خودش حدّ یقفی داشته باشد، نه‌خیر! دائماً در حال سعه است و هیچ‌وقت فیض پروردگار متناهی نخواهد بود ـ نه الآن نه بعداً ـ هیچ‌گاه متناهی نخواهد بود چون وجود پروردگار وجود سِعی و وجود علی‌الإطلاق و غیرمتناهی است.

    1. . تهذیب الأحکام، ج 2، کتاب الصلاة، باب 8، ص 92، ح 112:
      «عن عبد الملک بن عمرو الاحول عن أبی عبد الله علیه السّلام قال: التَّشهُّدُ فی الرَّکعَتینِ الأُولَیَینِ الحَمدُ لِلهِ أَشهدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لهُ و أَشهَدُ أَنَّ مُحمَّدًا عَبدُهُ و رسولُهُ اللَهمّ صَلِّ علی محمدٍ و آلِ محمدٍ و تَقَبَّل شَفاعَتَهُ فی أُمَّتِهِ و ارفَعْ دَرَجَتَهُ.»
    2. . سوره بقره (2) آیه 30. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 378:
      «فرشتگان گفتند: آیا تو قرار می‌دهی در زمین، کسی را که در آن فساد کند، و خون‌ها را بریزد؛ درحالی‌که ما موجوداتی هستیم که با حمد و سپاس تو، تسبیح و تقدیس تو را به‌جای می‌آوریم؟! خداوند گفت: من می‌دانم چیزی را که شما نمی‌دانید!»
    3. . سوره انبیاء (21) آیه 26 و 27. نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 403:
      «بلکه فرشتگان بندگان گرامی و معزّز خدا هستند، که در انجام مأموریتِ خود به گفتار از خدا پیشی نمی‌گیرند و به امر خدا عمل می‌نمایند.»
    4. . الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، بابٌ فی أَنَّ اَلأَئمّةَ علیهم السّلام یَزدادُونَ فی لَیلَةِ الجُمُعةِ، ص ۲54، ح 2:
      «عن المُفضّلِ قال: قال لِی أبُو عبدِ اللهِ علیه السّلام ذاتَ یومٍ و کان لا یُکنِّینِی قَبلَ ذلِک: یا أبا عبدِ اللهِ قال: قُلتُ لبّیکَ. قال: إِنّ لنا فِی کُلِّ لیلةِ جُمُعةٍ سُرُورًا! قُلتُ: زادک اللهُ و ما ذاکَ؟ قال: إِذا کان لیلةُ الجُمُعةِ وافَی رسول الله صلّی الله علَیه و آله سلّم العرشَ و وافَی الأئِمّةُ علیهم السّلام معهُ و وافَینا معهُم فلا تُردُّ أرواحُنا إِلی أبدانِنا إِلّا بِعِلمٍ مُستفادٍ و لو لا ذلِک لأنفَدْنا.»
/