اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

23. غرر في إمكان الاستعدادي

جلسه ۹۴

توضیحات:

23. غرر في إمكان الاستعدادي

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۴

5
  • تعریف وجود غیر متناهی

  • وجود غیر متناهی یعنی هرچه جلو بروید دوباره وجود غیرمتناهی جا دارد، صد میلیارد سال دیگر جا دارد، البتّه ما به‌اشتباه تعبیر به زمان می‌کنیم، این را برای تقریب می‌گوییم، بیست میلیارد سال دیگر جا دارد، هشتصد میلیارد سال دیگر جا دارد، قیامت بیاید و تمام شود جا دارد، اصلاً انتهایی برای وجود پروردگار معنا ندارد و مخلوقاتی که از وجود پروردگار موجود و متنعّم هستند، تنعّم آنها حدّ یقف ندارد، ملائکه و نفس ناطقۀ انسان یکی از آنها هستند البتّه تمام اینها روی رتبۀ خودشان هستند یعنی هیچ‌گاه ملائکه به پای انسان نمی‌رسند ولی در همان مرتبه‌ای که هستند قابل رشد هستند، یعنی سیر عرضی او متوقف نمی‌شود گرچه سیر طولی «لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لاحْتَرَقْتُ»1 [متوقف می‌شود] ولی سیر عرضی هیچ‌گاه تمام نمی‌شود؛ هرچه [بخواهد، می‌تواند] سیر کند. امکان هم همین‌طور است، وقتی نفس ناطقه به فنا برسد سیر طولی آن تمام می‌شود ولی سیر عرضی همین‌طور ادامه دارد، مانند شخصی که وارد باغی شده است ـ راه رسیدن به باغ را سیر طولی فرض کنید ـ وقتی کسی وارد باغ شد دیگر هرچه بخواهد می‌رود، این باغ دیگر انتها ندارد، به این سیر عرضی می‌گوییم، پس امکان استعدادی راجع به اینها هم خواهد آمد و ظاهراً اختصاص دادن آن به ماده خالی از نظر نیست، این امکان استعدادی آن بود.

  • اگر فعلیت تامه را از نقطه‌نظر سیر طولی بدانیم کسی که به فنا برسد فعلیتش به اتمام رسیده است ولی از نظر تقبّل صور متعدده برای خودش دم‌ودستگاه جدایی دارد، همان‌طور که در هر رتبه فعلیتش تامه است گرچه نسبت به رتبۀ بعد، فعلیت ناقص است. الآن این فلز در فعلیت فلز بودنش تام است و نیاز به چیز دیگری ندارد، وقتی که شرایط علت جمع شد و علت، جمیع انحاء عدم را سد کرد، دیگر فلزیت برای وجود ضرورت پیدا می‌کند، این الآن تام می‌شود گرچه این نسبت به کمالات دیگری که دارد ناقص است که ما به همین استعداد می‌گوییم؛ یعنی این امکان استعدادی که برای رسیدن به کمالات دیگر در این هست باعث می‌شود که به این فعلیت اکتفا نکند و جلوتر برود تا اینکه به فعلیت‌های دیگر برسد و همین‌طور به مراتب بالاتر دسترسی پیدا کند. پس هر شیئی در هر مرحله‌ای که هست، در آن مرحله فعلیتش تامه است و نسبت به فعلیت‌های دیگر، در مرحلۀ استعداد است.

    1. . المناقب، ج ۱، باب ذکر سیدنا رسول الله صلّی الله علَیه و آله و سلّم، فصل فی معراجه، ص ۱۷۸:
      «اِبنُ عبَّاسٍ فی خبرٍ: فَلمَّا بَلَغَ إِلی سِدرَةِ اَلمُنتَهَی فَانتَهَی إِلی الْحُجُبِ فَقالَ جَبْرئیلُ تَقَدَّمْ یا رسول الله لیسَ لی أَنْ أَجُوزَ هذا المکانَ و لو دَنَوتُ أَنْمُلَةً لاَحْتَرَقَتْ.»
/