جلسه ۹۵
توضیحات:
23. غرر في إمكان الاستعدادي
جلسه ۹۵
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ذکر چند فرق امکان ذاتی و استعدادی
فرق دوم امکان امکان ذاتی و استعدادی را عرض کردیم.
فرق سوم این است: آنچه که در امکان ذاتی مطرح است فقط وجود ماهیت و عدم وجود است اما آن نحوۀ وجود و حیثیتش مبهم است؛ اینکه چه کیفیتی باشد و چه علتی داشته باشد و شرایطش چگونه باشد همه مبهم است. ما ماهیتی را تصور میکنیم و بعد میگوییم که آیا این ماهیت وجودش ممکن است یا نبودش ممکن است؟ حالا یک ماهیت کلی با یک ماهیت جزئی فرقی نمیکند اما اینکه چه نحوه است کاری نداریم، الإنسانُ ممکنُ الوجود، حالا چه فردی از این انسان؟ زید یا عمرو؟ بالأخره طبیعت انسان است چون ممکنالوجود است ولی در امکان استعدادی آن ممکنِ بالإستعداد که همان امکان باشد متعیّن است مثلاً نطفه متعیّن است که انسان شود و به گیاه تبدیل نخواهد شد، آن استعدادی که در نطفه هست راهش را هم مشخص میکند؛ راه نطفه به انسان شدن منتهی میشود. یک دانۀ گندم متعیّن است برای تبدیل شدن به یک خوشۀ گندم. یک دانۀ توت متعیّن است برای تبدیل شدن به درخت توت، نه درخت سیب یا گلابی.
پس این ممکن الاِستعداد که همان مآل این استعداد است، متعیّن برای شیء مستعد است درصورتیکه شرایط و مُعِدّات برای او مهیا باشند پس این فرق بین امکان استعدادی و امکان ذاتی است درحالیکه برای آن امکان، وجود متعیّن نیست؛ میشود باشد یا میشود که بعداً نباشد ولی آن استعدادی را که در نطفه با شرایط میدانیم، آن ممکن را با توجه به معدّات و حضور شرایط متعیّن میدانیم، این هم فرق سوم بود.
فرق چهارمی که میفرمایند این است که در امکان ذاتی زوال امکان، امکان ندارد یعنی وقتی شیئی به امکان ذاتی متصف شد إلی ابد الآباد ممکن بالذات هست گرچه ممکن است امتناع بالغیر یا اینکه وجوب بالغیر پیدا کند ولیکن هیچگاه امکان ذاتی از او سلب نخواهد شد و این امکان ذاتی را توأماً با وجود همیشه همراه خواهد داشت وقتی وجود داشته باشد، همانطور که قبلاً هم عرض کردم. زید در عین اینکه زید است، ممکن بالذات است ولی امکان استعدادی ممکن است برطرف شود و ازبین برود؛ وقتی شما یک دانۀ گندم را خرد کنید دیگر به هیچ وجهی استعداد برای گندم شدن ندارد. وقتی شما یک دانۀ سیب را نصف کنید دیگر هیچوقت درخت سیب نخواهد شد لذا امکان استعدادی چون یک امر بالفعل است با اضمحلال آن امر بالفعل و عدم آن معدّات و امثالذلک ازبین میرود.

