جلسه ۹۷
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۹۷
7میگوییم که به عقب برگردیم، به صد میلیون سال قبل برویم، به قبل رفتیم، چه شد؟! دوباره همین ماده صورت به خود گرفت، دوباره به سیصد میلیون سال قبل رفتیم، دوباره همین ماده صورت به خود گرفت، شما بگو که از اول کرۀ زمین آتش بود، آتش هم ماده است، بالأخره آنوقت صورت ناریه داشت بعداً به صورت ترابیه تبدیل شد، شما به سیصد میلیارد سال قبل بروید، دوباره به یک چیز دیگر تبدیل [شد]، دوباره ماده ازبین نرفت، ما باید به یک نقطه برسیم که ماده نبود، اصل خود ماده مسبوق به عدم است، ما باید به آن نقطه برسیم و هرچه جلو برویم به چنین نقطهای نخواهیم رسید، این را قدم زمانی میگویند.
قدم زمانی یعنی ما به نقطهای [برسیم] که قبل از آن نقطه زمانی بوده است که در آن زمان ماده نبوده است، ما به چنین نقطهای نخواهیم رسید چون تا هرجا که برویم، قبل از آن هم مادهای بوده است یعنی در عرض.
اشکال از این طریق حل نخواهد شد، اشکال از سلسلۀ طولیه حل میشود؛ سلسلۀ طولیه به این منوال که اصلاً در مجردات و در عالم مثال زمان نداریم، زمان در آنجا معنا ندارد، آنجا عالم ثابتات ازلیه است این عالم مثال و عالم ملکوت چون برای ملک علت هستند بنابراین تأثیرپذیری او و نزول او بهصورت ماده جلوه میکند و هر وقت ـ اینکه میگوییم: «هر وقت» کلام ما است والاّ در آنجا زمان نیست ـ ارادۀ ملکوت به نزولش در عالم ماده [تعلق گرفت] زمان را هم با خودش میآورد یعنی وقتی که موجودی در عالم ماده خلق شد از آن موقع زمان او شروع به حرکت میکند، شروع به راه افتادن میکند. منبابمثال وقتی که بچه در شکم مادر است زمان مطرح نیست گرچه در آنجا هم زمان است اما وقتی که بچه به دنیا میآید آیا شما سن بچه را از زمانی که در شکم مادرش هست حساب میکنید یا اینکه وقتی که به دنیا آمد، زمان جدیدی برای او بهحساب میآورید؟ نُه ماه در شکم مادر بود و تمام شد و رفت، آن نُه ماه برای آنجا بود و برای اینجا نیست، در شکم مادر هشت ماه یا شش ماه یا هفت ماه بوده است که بوده است، از وقتی که این بچه به دنیا میآید میگویند که یک دقیقه به دنیا آمد، دو دقیقه از عمرش گذشت، یک ساعت از عمرش گذشت، یک روز گذشت و از همان موقع شروع میکند به زمان.

