جلسه ۹۹
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۹۹
8مسئلۀ قِدم زمانی و حدوث زمانی و مسئلۀ قدیم زمانی، تمام اینها از نقطهنظر جعل که در هر آنی این سلسلۀ طولیه به معلول افاضۀ وجود میکند، این معلول قطعاً غیر از معلول قبلی بوده است، یک معلول جدید و حادثی است تا ما بخواهیم به این نگاه کنیم یک معلول دیگری پشت آن آمده است، یک معلول دیگر آمده است که اصلاً ربطی به او نداشته است، همۀ اینها مربوط به این است که در هر ثانیه خلق جدیدی است. فقط و فقط تنها شیئی که راسم وحدت است، ربط بین این و علت است، فقط او راسم وحدت است والاّ خود ماده فیحدّ نفسه اصلاً ثبوتی ندارد تا اینکه ما برای آن ثبوت زمانسنجی کنیم مثلاً این ماده در این عالم خلق شد، حالا یک سال از این ماده گذشت، دو سال گذشت، این ماده تبدیل به این شد، تبدیل به آن شد، هزار سال، صد هزار سال، همۀ این مسائل کنار میرود البتّه اینها مسائلی است که باید روی آنها فکر شود.
تلمیذ: در حرکت جوهری دائماً تبدیل و تبدّل جوهر است.
استاد: اگر شما حرکت جوهری را بخواهید ترسیم کنید؛ در واقع حرکت جوهریه به آن معنایی که یک امر ثابتی شروع به حرکت میکند، آن امر ثابت اصلاً وجود ندارد، تمام عالم حرکت محض میشود یعنی اصلاً در واقع متحرکی نداریم، امر ثابتی نداریم. بله، یک راسم وحدتی هست که آن ربط بین علت و معلول است که آن ربط برای ما مینمایاند که یک امر ثابتی حرکت میکند، اینطور مینمایاند ولی در واقع ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾،1 ﴿كُلَّ يَوۡمٍ﴾ یعنی در هر آنی، در هر صدم آنی و... .
مرحوم میرداماد از نقطهنظر سبق عدم رتبی قائل به سبق عدمی هستند البتّه مطلب صحیح و درست است، هر معلولی در مقام علتش عدم است و هر علتی در مقام معلول واجد معلول است گرچه این معلول همیشه با علت معیت داشته باشد، این اشکال ندارد. البتّه ما میتوانیم این را به همین عدم مجامع هم تعبیر کنیم؛ بهخاطر اینکه همۀ اینها متقارب هم هستند چون بحث امکان ذاتی فقط در مورد ماهیات مُلکی نمیآید بلکه ماهیات مجرده هم در آنجا میآید و امکان ذاتی در مورد آنها هم هست چون آنها دارای ماهیت و حدوث ذاتی هستند. فقط قدیم ذاتی یک فرد است و یک وجود است، بقیّه حوادث ذاتی هستند. شاید از این نقطهنظر باشد که بعضیها مثل ملاّصدرا مطلب مرحوم میرداماد را نپذیرفتهاند2 و اصل را همان امکان ذاتی و حدوث ذاتی برای اشیاء گرفتهاند که همیشه همان سبق عدم مجامع با او هست، آن عدم مجامع به ماهیت و به امکان برمیگردد؛ عدم ضرورت وجود و عدم ضرورت عدم که با آن شیء مصاحبت و معیت دارد. بنابراین داریم میبینیم که این الآن شیشه است بعد تبدیل به خاک میشود بعد تبدیل به آب میشود بعد تبدیل به گیاه میشود؛ همۀ عالم تغییر میکند ولی چون اینها به عبارت امروزیها روتین است یعنی خیلی یکنواخت و قشنگ است لذا میگوییم که این یک امر عادی است که قبلاً انجام شده است یعنی خدا یک مشتی درست کرده و کنار ریخته است و آنها شروع به فعلوانفعال، فعّالیت و زادوولد کردهاند و همۀ تغییراتی که میبینیم خودش انجام میشود.
- سوره الرّحمٰن (55) آیه 29. معاد شناسی، ج 9، ص 350:
«هر روز خداوند در ارادۀ خاص و شأن جدیدی است.» - .الحکمة المتعالیة، ج 3، ص 273.
- سوره الرّحمٰن (55) آیه 29. معاد شناسی، ج 9، ص 350:

