جلسه ۹۹
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۹۹
9تلمیذ: موجود ربطی...
استاد: دیگر وجود ربطی را مشاهده نمیکنیم.
تلمیذ: پس اختیار ما چه میشود؟!
استاد: آقاجان خدا خیرت دهد ما را رها کن!! قضیۀ جبر و اختیار سر جایش میآید، قشنگ دو دو تا چهارتا، چنان برای شما جبر و اختیار را روشن کنیم که اصلاً شما بگویید که تفویضی هستید، خوب است؟! تفویضیِ تفویضی!! میخواهی یک دقیقه از اختیار هم بیفتی دوباره هم با اختیار هستی.
تفسیر روایت: «لا جَبرَ و لا تَفویضَ بَل امر بَینَ أمرَین»
«ما» ای در کار نیست جان من، پس دیگر جبری نیست! مسئلۀ جبر، مسئلۀ اختیار و مسئلۀ تفویض، تمام اینها مترتّب بر یک وجود مستقل منحاز از وجود علت است، وقتی گفتیم که همۀ عالم یک فرد است، دیگر جبر و اختیار نیست، [فقط] توحید میماند؛ «لا جَبرَ و لا تَفویضَ بَل أمرٌ بَینَ أمرَین»1 یعنی همان توحید که البتّه مرحوم انصاری هم فرمودهاند که مسئلۀ جبر و اختیار بدون عرفان برای کسی حل نخواهد شد، بیخود هم زحمت نکشید، این یکی را قلم بکشید!
ما شیخی را نزد دکتر بردیم، آن شخص گفت: «آمپول»، شیخ گفت که آقا این را قلم بِکَشید، دکتر میگفت که آقا فلان چیز، شیخ میگفت که این یکی را هم قلم بِکَشید! هرچه میگفتند، میگفت که قلم بِکَشید! دکتر گفت که آقا برای چه اینجا آمدی؟! شیخ کذایی بود، آنقدر تعریف کردیم که آیةالله فلان است، شخص گفت که نگاه کن چه کسی را به اینجا آوردهاند! آیةالله فلان است! میگفت که از آن قرص و کپسولها بدَهید! آمپول ندهید! قلم بِکَشید!
إنشاءالله در جلسۀ بعد تتمّۀ بیان مرحوم حاجی در حدوث دهری را میگوییم و دیگر از آن خارج میشویم.
أللهم صل علی محمد و آل محمد
- التوحید (للصدوق)، ج ۱، ص 206.

