اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۰

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۰

4
  • حالا شروع به ذکر اقسام قدم و حدوث و تعریف اکثر اینها کرده‌ایم، هر کدام از قدم و حدوث را حقیقی و اضافی توصیف کن. اما حدوث و قدم حقیقی معنایشان ظاهر و روشن است اما قدم اضافی آن است: آنچه از زمان وجود شیء گذشته، اکثر باشد از آنچه از زمان وجود شیء دیگر گذشته باشد، حدوث اضافی زمان کمتری را به خود اختصاص داده است.

  • همین‌که الآن تعریفش را در بالا گفتیم؛ قدیم حقیقی آن قدیمی است که مسبوق به غیر نباشد و مسبوق به عدم نباشد. حادث ذاتی آن حادثی است که مسبوق به غیر باشد یا مسبوق به عدم باشد. این مطلب قبلاً روشن شد.

  • تعریف قدیم اضافی و حادث اضافی

  • قدیم اضافی به آن قدیمی میگویند که ممکن است مسبوق به غیر باشد اما نسبت به چیز دیگر حظ بیشتری از وجود را برده است، حظ بیشتری از زمان را برده است، به عبارت عامیانه فضای بیشتری را از عالم وجود اشغال کرده است، الآن این پارچ نسبت به این لیوان قدیم است، چرا؟ چون زمان بیشتری را اشغال کرده است، من‌باب‌مثال این پارچ ده سال است که وجود دارد ولی این لیوان را یک سال است که درست کرده‌اند. حادث اضافی هم همین است یعنی آن است که نسبت به قدیم در رتبۀ بعد قرار دارد که وجود پیدا کرده است، اینها قدیم عرفی [است].

  • و يُوصَفُ الحدوثُ بِالذَّاتي و تَعريفُ‌ ذَا قَبليَّةُ لَيسيةِ الذَّاتِ خُذا ـ مؤكد بالنُّونِ الخفيفةِ ـ أو عَبِّرَن‌ْ بَدلَ لَيسيةِ الذَّاتِ‌ بِالعدمِ المُجامعِ‌ يَعني الحدوثُ الذَّاتي مَسبوقية وُجود الشَّي‌ء بِالليسيةِ الذَّاتيةِ أو المَسبوقية بِالعدمِ المُجامعِ.1

  • حدوث به ذاتی وصف آورده می‌شود و تعریف این است که شما در اینجا قبلیت لیسیت ذات را بگیر، در واقع حادث ذاتی به آن شیئی گفته می‌شود که لیسیة در آن منطوی است، ـ فعل امر «خُذ» با نون تأکید خفیفه است ـ یا اینکه حدوث ذاتی را این‌طور تعبیر بیاور: بدل از لیسیت ذات، بگو عدم مجامع یعنی حدوث ذاتی مسبوقیت وجود شیء است به لیسیت ذاتیه عدم ذاتی یا مسبوقیت به عدم مجامع است.

    1. . منظومه، ج 2، ص 287.
/