اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۰

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۰

8
  • تعریف حرکت جوهریه

  • حالا خود زمان هم یا حرکت توسطیه است یا حرکت قطعیه چون دو حرکت داریم؛ یک حرکت داریم که هر جزئی از متحرک در یک جزئی از زمان واقع می‌شود مانند حرکت جوهریه. حرکت جوهریه این است که این شیئی که حرکت میکند و میخواهد به آن مرحله برسد مثلاً رنگی حرکت میکند و تبدیل به رنگ دیگر می‌شود، وجودی حرکت میکند یا جوهری حرکت میکند و تبدیل به جوهر دیگر می‌شود، هر جزئی از این حرکت منطبق با یک جزئی از زمان است به‌طوری‌که هیچ‌کدام از اجزاء قبلی و اجزاء بعدی در همدیگر داخل نیستند.

  • تعریف حرکت توسطیه

  • اما یک حرکت دیگر داریم که حرکت توسطیه است یعنی تمام اجزاء یک شیء به تمام وجود در یک جزء از زمان واقع‌اند بعد تمام آن اجزاء در یک جزء دیگر از زمان واقع‌اند مثلاً این دست من را مشاهده کنید، تمام این دست من الآن در اینجا واقع است بعد همۀ آن در اینجا واقع است بعد در اینجا واقع است بعد در اینجا واقع است. این‌طور نیست که یک تکه از دست من در اینجا واقع باشد و تکۀ دیگر در اینجا و تکۀ دیگر در اینجا بلکه تمام آن وجود من‌حیث‌المجموع در هر جزئی از زمان داخل هستند، این می‌شود خود زمان بنفسه ظرف باشد و به‌اصطلاح وعاء برای آن باشد.

  • اما آن چیزی که جاری مجرای وعاء ـ ظرف ـ باشد مانند مفارقات نوریه و عقول و نفوس، به آنها مفارق میگویند چون اینها با ماده افتراق دارند و جدای از ماده هستند و ماده به خود نمیپذیرند، اینها ظرف ندارند به‌خاطر اینکه همیشه ظرف و مظروف و امثال‌ذلک برای ماده است لذا به اینها جاری مجرای ماده می‌گویند. وعاء اینها چیست؟! وعاء اینها دهر است.

  • معنای دهر

  • دهر یعنی آن عالمی که با همین مفارقات نوریه سنخیت دارد که البته دهر و دهری در واقع در اینجا یکی هستند ولی به آن «دهر» میگویند چون در آن عالم چیزی غیر از این مفارقات نوریه نیست، این‌طور نیست که یک عالمی هست و خدا این مفارقات نوریه را داخل آن عالم ریخته است مثل کیسه، نه! اصلاً در آنجا مکان معنا ندارد، چون مکان معنا ندارد بنابراین تعبیر می‌آورند و مثلاً از باب تسامح میگویند که اینها در عالم متناسب با خودشان واقع‌اند، اینکه می‌گوییم: «در عالم متناسب با خودشان» این‌طور نیست که عالمی مثل این عالم هست و خدا همۀ اینها را داخل آن ریخته است و اینها در آنجا پخش هستند و مثلاً مفارقات نوریه این‌طرف و آن‌طرف میروند و میآیند و میدوند و این‌طور هستند! نه! این را از باب تسامح می‌گوییم: «عالم مفارقات نوریه» ولی در واقع عالم و مکان اختصاص به اینجا دارد البته در اینجا هم ما گفتیم که مکان یک امر انتزاعی و اعتباری است ولی در واقع مکانی نیست، این‌هم به اینجا مربوط می‌شود.

/ 0