جلسه ۱۰۱
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۱
14این مطلب مرحوم میرداماد بود که تمام شد. إنشاءالله از جلسۀ آینده بحث انمحاء تمام عالم مخلوقات در وجود پروردگار پیش میآید که ذوق عرفانی مرحوم حاجی هم گل کرده است و دیگر در حالات و کیفیات خودش رفته است!
تلمیذ: اصلاً در عالم ثابتات سلسه مراتبی نیست ...
استاد: در آنجا هم هست، در هر عالمی یک سلسله داریم؛ خود آنها هم سلسلۀ عرضیه دارند، عالم ملکوت هم سلسلۀ عرضیه دارد چون وجودات در عالم ملکوت هم با قرین خودشان سنجیده میشوند، همین اشتداد وجودی در همانجا هست همانطور که ما در اینجا اشتداد وجودی داریم مثلاً یک وجودی از یک وجود دیگر شدیدتر است یا مثلاً در یک رتبه هستند، در عرض همدیگر هستند، منبابمثال اینکه میگویند: «سلسلۀ عرضیه» یعنی اینکه از نظر اشتداد وجودی در عرض هستند یا اینکه کمی بالا و پایین هستند، عمدۀ اشتداد وجودی به جنبۀ تجردی اشیاء برمیگردد که در سلسلۀ طولیه لحاظ میشود، در خود عالم ملکوت هم خیلی از وجودات در عرض همدیگر هستند.
تلمیذ: نمیشود که مرتبۀ بعدی آن پشتسرهم باشد مثلاً ...
استاد: چطور؟
تلمیذ: سیر عرضی کند بعد مرتبۀ بعدی پشت سر آن باشد.
استاد: آنوقت دیگر انتها ندارد یعنی عالمی است بیانتها، عالم بیانتهای ملکوت بعد عالم بیانتهای جبروت و همینطور بالا میرود، تمام اینها از نقطهنظر معلول، معلول برای حدّ بالا هستند و چون علت بیانتها است معلولش هم بیانتها میشود. نمیشود که علت در مقام علت بیانتها باشد و معلولش با منتها شود.
تلمیذ: علت میتواند...
استاد: کجا؟
تلمیذ: سلسلۀ طولیه.
استاد: هر کدام نسبت به پایینی معلول هستند، ما عالم مُلک هستیم و نسبت به بالایی علت هستیم، آن مطلبی که عرض کردم این بود که اگر ما عدم معلول را در رتبۀ علت لحاظ کنیم دیگر در آنجا «علت» هم نباید بگوییم چون علت در وقتی است که معلول هم باشد، اگر معلول نباشد دیگر علت هم نیست، مثل پدر میماند؛ چه زمانی شما به پدر «پدر» میگویید؟ وقتی که فرزند داشته باشد، آیا به کسی که ازدواج نکرده است پدر میگویید؟ نمیگویید. آیا به او میگویید که الآن علت برای فرزند است؟ نمیگویید. پس علت در وقتی به فرد اطلاق میشود که معلول هم وجود داشته باشد، وقتی شما معلول را حذف میکنید در واقع علت را هم حذف کردید.

