جلسه ۱۰۱
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۱
9اطلاق نور در اصطلاح عرفان فقط به جنبۀ ربی اشیاء
درحالیکه اصلاً در اصطلاح عرفان نور فقط به جنبۀ ربی اشیاء اطلاق میشود نه به جنبۀ خلقی، این قضیه عکس است یعنی به جنبۀ خلقی اشیاء نور گفته شده است و چون تمام این تعیّنات در آن عالم فانی میشوند و انمحاء پیدا میکنند این نورها در آنجا همه تبدیل به ظلمت میشوند، چنین عبارتی نباید اینطور باشد، حالا من نمیدانم این عبارت از کجا است؟! البته جای تأویل دارد که منظور از عالم غیبالغیوبی را عالم عماء بگیریم؛ «اللهُمَّ أفِضْ صِلَةَ صَلَواتِكَ و سَلامَةَ تَسليماتِكَ علَى أوَّلِ التَّعَيُّناتِ المُفاضَةِ مِنَ العَماءِ الرَّبَّاني»1 البته آن عالم، عالم لا اسم و لا رسم است که از آن به عالم عماء تعبیر شده است ولی در هر صورت این عبارت را جایی ندیدهام حالا اگر کسی آن را جایی دید بدانیم که از چه کسی است و چیست. حالا بحثش برای جلسۀ بعد میماند.
الثَّانیةُ أنَّ للوجودِ بِالإجمالِ سلسلتین طولیةً و عرضیةً. أمَّا الطولیةُ فَبَعدُ مَبدَئِها و هُو مَبدأُ المَبادیِّ و غَایةُ الغایات اللاهوتُ و الجبروتُ و الملکوتُ و الناسوتُ. و أمَّا العَرْضیةُ فأعنی بِها هُنا عالمَ الأجسامِ الطبیعیةِ.2
الثالثة اَنَّ العدمَ في أحكامه تابعٌ للوجود مثلُ وحدتِه و كثرتِه و ثباتِه و سيلانِه و وعائِه. فمِنْه زمانيٌ و مِنه دَهريٌ و مِنه سرمدِیٌ.3
برای وجود بهاجمال دو سلسلۀ طولیه و عرضیه است؛ طولیه بعد از مبدأش است، [و آن مبدأ مبادی و غایت غایات است، سلسلۀ طولیۀ همان] لاهوت و جبروت و ملکوت و ناسوت است و منظور از عرضیه عالم اجسام طبیعی است.
مقدمۀ سوم [این است که] عدم در احکامش تابع وجود است مثل وحدتش و کثرتش و ثباتش و سیلانش و وعائش، و از این قبیل است زمانی و از این قبیل است دهری و از این قبیل است سرمدی. (همۀ اینها بهاصطلاح عامیان وعاء برای آن محتویات خودشان هستند.)
- .امام شناسى، ج 16، ص 241، تعليقه:
جزو مجموعهاى از صلوات خاصّه محيىالدّين غير از صلوات مشهوره. اصل مجموعه در كتاب بسيار كوچك بغلى با خطّى در أعلاترين درجه از حسن نستعليق نزد حقير موجود مىباشد. - .منظومه، ج 2، ص 290.
- .منظومه، ج 2، ص 291.
- .امام شناسى، ج 16، ص 241، تعليقه:

