جلسه ۱۰۲
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۲
11ما خدا را در ماده جستجو میکنیم لذا هرچه جلو میرویم دوباره ماده است بنابراین باید بحث را از ماده کنار بکشیم و به سلسلۀ طولیه ببریم. وقتی که ما از زمان و مکان کنار رفتیم حالا صحبت در این است که آیا همین الآن این تغییر و تحوّلات در سلسلۀ علل طولیه هستند یا یک وقت بودهاند و تمام شدهاند؟ به عبارت دیگر خدا که به صورت درآمده است آیا این خدا تکهتکه و جزءجزء شده است و وجودش از آن بساطت خارج شده است؟ اگر اینطور باشد که نمیشود علت برای مادون باشد چون با فرض اینکه اگر شیئی بخواهد علت برای پایینتر باشد باید مقام علّیت و اشتداد وجودی علّی را حفظ کند و بعد علت برای معلولی شود.
البته در اینجا مطالب زیادی هست که در بحث علّیت به آنها میرسیم. نمیخواهم بگویم که مطالب إن قلت ندارند، نه، مسائلی در اینجا هستند، اشکالاتی هم شده است از جمله وقتی که علت نزول پیدا میکند پس اشتداد وجودی آن آیا باقی میماند یا باقی نمیماند؟ اگر باقی نماند بنابراین نمیشود که دیگر علت باشد، اگر باقی بماند این استوای طرفین است، اینها مسائلی هستند که در بحث علّیّت میآیند، اشکالات خیلی گردنکلفتی هم در آنجا هستند ولی فعلاً بحثی که ما در اینجا میکنیم اصلاً نمیخواهیم به آنها نظر بیندازیم.
بحث ما این است که علت وقتی که در این معلول علت است آیا مقام خودش را ازدست میدهد و تبدیل به معلول میشود یا با حفظ مقام خودش معلول ایجاد میکند؟ اگر مقام خودش را ازدست دهد پس دیگر علت نیست، این همان مسئلۀ انفکاک است، مسئلۀ صدور است، اینکه معلولی از علتی خارج میشود و کنار میرود مثل اینکه وقتی آتش تبدیل به حرارت میشود دیگر آتش نیست، اینطور نیست که آتش در عین اینکه آتش است حرارت هم هست! نه! این آتش تبدیل به حرارت شد، هرچه شما بگردید دیگر آتش پیدا نمیکنید، کنار رفت، دیگر نمیتوانیم بگوییم که آن حرارت معلول این آتش قبلی است بلکه این آتش تبدیل به حرارت شد و کنار رفت. فرض ما بر این است که الآن هم این علت بر این معلول حکومت میکند و این معلول را روی پا نگه میدارد، پس این علت با فرض علّیتِ در این معلول، دوباره در آن مقام اشتداد وجود خودش هست و این معلول منمحی و منطوی در آن علت است، آن علت هم نسبت به علت بالایی معلول میشود و آن علت بالایی در اشتداد وجودی خودش این معلول را دارد، همینطور بالا بروید تا به ذات پروردگار میرسید پس ذات پروردگار در مرحلۀ علةالعلل همان وجود بحت و بسیط است که به اینصورت درآمده است.

